تفکیک جنسیتی متفاوت در گرگان

تکذیب اجرای تفکیک جنسیتی در صدا و سیما
 
خبرگزاری مهر: مدیر روابط عمومی معاونت صدا وجود بخشنامه طرح تفکیک جنسیتی در شبکه های رادیویی را رد کرد.

علی اکبرخدابخش با اشاره به خبر برخی رسانه‌ها درباره بخشنامه ای که در آن از طرح تفکیک جنسیتی در شبکه های رادیویی سخن گفته شده است، بیان کرد: خود من هنوز چنین بخشنامه ای را ندیده ام و ترکیب همکاران دفتر من و معاون صدا هم به گونه ای است که هم از ظرفیت همکاران خانم و هم آقا استفاده کرده ایم.

وی ادامه داد: البته این را هم باید بگویم که بعضی از برنامه های صداوسیما در ایام تعطیلات و بعضی از مناسبت ها می طلبد که از مردان بیشتر بهره گرفته شود چرا که در این ایام گاهی برنامه هایی وجود دارد که خانم ها نمی توانند تا دیروقت در سازمان حضور یابند و محدودیت های خودشان را دارند و مدیران رادیو در بسیاری از برنامه ها تا دیروقت در سازمان حضور دارند و طبیعتا در این موارد از کارمندان مرد بیشتر کمک گرفته می شود.

خدابخش در پایان تصریح کرد: من بخشنامه ای درباره طرح تفکیک جنسیتی در شبکه های رادیویی ندیده ام و البته مدیران در انتخاب منشی‌های دفترشان می‌توانند مستقل عمل کنند و اینگونه نیست که بخشنامه‌ای در این زمینه باشد.
تفکیک جنسی کنسرت‌ها در مالزی!
 
تصمیم نهاد مذهبی دولت مالزی برای تفکیک جنسیتی در کنسرت‌ها موجی از انتقادها را در این کشور برانگیخته است.
 
شفقنا: اداره توسعه مذهبی مالزی موسوم به "جاکیم" چندی پیش دستورالعملی منتشر کرد که طی آن زنان و مردان باید در کنسرت‌ها جدا از هم به تماشای برنامه بپردازند. حالا این تصمیم باعث بروز موجی از انتقادها در این کشور شده است.

عثمان مصطفی مدیر اداره جاکیم به رسانه‌ها گفته ما نمی‌خواهیم در هیچ کنسرت یا مراسم مشابهی میان زنان و مردان پرده بکشیم؛ ما تنها می‌خواهیم بهترین روش برای تماشای این وقایع را برای مردم مهیا کنیم. این دستورالعمل‌ها برای کمک به برگزارکنندگان کنسرت‌ها است و بیشتر کسانی هم که در مالزی به این گونه مکان‌ها می‌روند، مسلمان هستند.

مصطفی همچنین این تصمیم را در راستای جداسازی افراد از جنس مخالف و همچنین جلوگیری از خندیدن با صدای بلند در طول برگزاری کنسرت معرفی کرده است.

براساس این دستورالعمل جدید، هنرمندانی که در این کشور کنسرت اجرا می‌کنند نباید سابقه جنایی و محکومیت داشته باشند و همچنین باید با آرایش مو و لباس مناسب در کنسرت شرکت کنند تا برای حضار حساسیت برانگیز نباشد. کمدین‌ها هم باید در اجرای برنامه‌های طنز به حساسیت‌ها توجه کنند و خوانندگان هم نباید رقص را به برنامه خود اضافه کنند.

این درحالی است که "چو می فان" معاون وزیر زنان مالزی با انتقاد از این قانون گفته چنین دستورالعملی نباید برای غیرمسلمانان این کشور اجباری شود.

60 درصد از جمعیت 26 میلیونی مالزی مسلمان هستند.
 
---------------------------------------------------------------------------------
خط قرمزهای ارتباط با جنس مخالف
 
باشگاه خبرنگاران جوان: روزهای پر حرارت و داغ جوانی، وقتی داغ‌تر می‌شود که صحبت ارتباط با جنس مخالف، به میان می‌آید. شما دیگر کودک نیستید، احتمالا دوران مدرسه و دغدغه کنکور هم به پایان رسیده و اکنون در اوج قدرت و نیازهای روانی و جسمی، به تشکیل خانواده فکر می‌کنید.

ممکن است هنوز سن‌تان برای ازدواج مناسب نباشد و هیچ اقدامی برای انتخاب همسر انجام نداده باشید یا در به در دنبال نیمه گمشده تان باشید.

فرقی ندارد،در هر حال یکی از روابطی که باید در زندگی خود آن را مدیریت کنید، ارتباط با جنس مخالف است.درست است که‌ این روزها کمی مهار آن سخت‌تر است، اما در آینده حتی بعد از ازدواج و در سنین میانسالی هم از این مهارت بی‌نیاز نیستید.

از طرفی شما دیگر در دبیرستان درس نمی‌خوانید و در محیط تحصیل تان با جنس مخالف در ارتباطید یا در محیط کارتان چند‌ ساعت در روز چنین ارتباطی را تجربه می‌کنید. رفتار امروز شما، زمانی که هنوز مجرد هستید و علاقه به این ارتباط در شما پررنگ‌تر است، می‌تواند یک پایه و اساس خوب برای زندگی فردایتان باشد.

یادتان باشد شما فعلا مجردید و بزودی تشکیل خانواده خواهید داد، در روابط‌تان به گونه‌ای رفتار نکنید که در آینده نیاز به پنهانکاری باشد. برای این‌که خط قرمز‌های رابطه با جنس مخالف را نشکنید، برایتان پیشنهاد‌هایی داریم.

خودتان را کنترل کنید

تمام شدن روزهای مدرسه و ورود به دانشگاه یا محل کار، خود به خود بانوعی استقلال همراه است که تا دیروز آن را نداشتید.

زمان‌های رفت و آمدتان، دوستان و آشنایان جدیدتان و محیط‌هایی که همچون محیط خانه و مدرسه تحت نظارت و پاستوریزه نیست . در چنینی شرایطی شما نیازمند یک مهارت بسیار مهم خواهید بود. مهارت خود کنترلی، مهارتی است که اگر آن را نداشته باشید، از گوشه اتاق و با یک رایانه، ممکن است بزرگ‌ترین خطاها را انجام دهید. خود کنترلی یا خویشتن‌داری یعنی داشتن توان و مهار فشارها و وسوسه‌های غریزی و هیجانی.

این طبیعی است که در سن جوانی در برابر محرک‌های جنسی، بی‌تاب شوید. باید با حفظ نگاه و دوری از فیلم‌ها و روابط تحریک‌کننده به خود کمک کنید تا گرفتار نشوید. بهترین راه، پیشگیری از ورود به روابط نامناسب است. این مهارت را در خود ایجاد کنید و در هر لحظه حواس‌تان به خودتان و کارهایی که انجام می‌دهید، باشد.

همرنگی با جماعت را بی‌خیال شوید

می‌گفتند، خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو! اما اگر جماعت ، طریق رسوایی را پیش بگیرند چه کنیم؟ دختر خانم‌ها و آقا پسرها، اگر همه دوستانتان دوست دختر و دوست پسر دارند و اگر به اصطلاح، این روزها هر کسی، کسی دارد و یار نورسی دارد، شما خود را وارد این بازی نکنید.

دوستانتان نمی‌گویند که این ارتباط چه تاثیرات منفی بر آنها گذاشته و ممکن است هنوز خودشان نیز ندانند از نظر روحی چه آسیبی خواهند دید، پس با افتخار خود را پاک نگه دارید .

بیکاری را از زندگی‌تان دور کنید

شما در پرانرژی‌ترین روزهای زندگی‌تان به سر می‌برید، اگر قرار باشد، بیشتر وقت‌تان، اوقات فراغت بوده و برنامه سفت و سختی برای ساعت‌به‌ساعت‌تان نداشته باشید، احتمال خطای‌تان بالا می‌رود. تفریح خوب است اما یادتان باشد این روزها زمان تلاش، کارو برنامه‌ریزی برای آینده است. چشم بر هم زدنی، با افسوس زمزمه می‌کنید: جوانی هم بهاری بود و بگذشت... پس قدر بهار زندگی‌تان را بدانید و انرژی‌تان را در راه صحیح مصرف کنید.

حواس‌تان به او باشد

فراموش نکنید که در خلوت‌ترین مکان قابل تصور نیز کسی هست که شما را می‌بیند. هیچ رفتار و اندیشه شما، از او پنهان نمی‌ماند. اگر همیشه این موضوع را مد نظر داشته باشید، دقت بیشتری حتی بر فکر و نیات خود خواهید داشت.

امام علی(ع) می‌فرمایند:


خوشا به حال آن که همیشه خدا را در نظر داشته و از گناه خویش بیمناک باشد. (غرر الحکم، ج ٢ / فصل ۴۶طوبی)

روزهای خوش جوانی را تباه نکنید. ارتباط با جنس مخالف، یک واقعیت است که اگر در چارچوب صورت بگیرد، دچار مشکل نخواهید شد پس از چارچوب شرع‌ پا فراتر نگذارید که پشیمان خواهید شد.

سخنی با والدین

اگر فرزند جوانی در خانه دارید، باید محیط را به گونه‌ای آماده کنید که بتواند در مورد دغدغه‌هایش با شما حرف بزند. بدانید که دیر یا زود جنس مخالف به زندگی او وارد خواهد شد پس به جای آنکه آنقدر در این موضوع حساسیت نشان دهید که نتواند در موردش با شما حرف بزند، بگذارید راحت باشد البته حرمت‌ها را نگه دارید، اگر او نتواند درباره اینگونه مسائل با شما حرف بزند، ممکن است درمعرض خطرهای جدی قرار بگیرد. به او هشدار بدهید، راه و روش سالم ماندن را برایش هجی کنید، اما در نهایت بگذارید اگر خطایی هم کرد، بتواند به شما بگوید و کمکتان مطمئن باشد.
 
پدر باید به دخترش آگاهی جنسی دهد؟
 
در رقابت بین پدر سنتی و قدرتمند و پدر مدرنی که بیشتر به یک دوست شبیه است، کدام یک برنده می‌شوند؟

مجله سیب سبز - عذرا جوانمردی: اسدالله خان سریال پدرسالار را می‌توان نمونه اغراق شده پدر ایرانی دانست؛ پدری که تا همین چند سال قبل خود را به عنوان تنها رئیس خانواده می‌شناخت و ترجیح می‌داد به جای وارد شدن به بازی فرزندپروری، تنها نقش نان‌آور خانواده را برعهده بگیرد و به اینکه نمی‌گذارد آب در دل خانواده‌اش تکان بخورد، افتخار کند. گرچه هنوز هم رد پای کمرنگی از «اسدالله‌خانیسم» را در میان مردهای ایرانی می‌توان دید اما به جرات می‌توان گفت تعریف مرد و به‌ویژه تعریف «پدر» این روزها حسابی با آنچه نسل ما و به‌ویژه نسل مادران‌مان در ذهن داشتند متفاوت شده است.

پدر ایرانی که یک‌پایش در تصور «پدرسالار» بودن گیر است و یک پایش در منطق مدرن، این روزها بیشتر از قبل برای برقراری پیوند دوستی با فرزندانش تلاش می‌کند و حتی گاهی برای اثبات دوستی‌اش آنقدر افراط می‌کند که نقش اصلی خود را فراموش می‌کند. عاطفه کیانی‌نژاد، روانشناس و عضو انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان به پدرهای امروزی می‌گوید تا کجا می‌توانند مرزهای «اسدالله‌خانی» را کمرنگ کنند و تا کجا حق دارند در بازی کردن نقش «دوست» پیش بروند.  

بهش بگم عاشق شدم؟

منو ببین!

دختر از سن سه تا پنج سالگی گرایش بیشتری به پدر پیدا می‌کند. این گرایش شکل و شمایل یک رابطه عاطفی را دارد. دختر، مادر را رقیب خود می‌داند و دست به هر کاری می‌زند تا توجه پدر را از مادر برباید و از آن خود کند؛ مثلا وقتی پدر و مادر کنار هم می‌نشینند، می‌آید و به زور خودش را بین آن دو جا می‌کند. اصرار دارد شب‌ها در تختخواب هم بین آنها بخوابد. به پدر می‌چسبد. مدام نظر بابا را در مورد ظاهرش می‌پرسد. رقابت بین مادر و دختر در این سن طبیعی است اما باید برخورد صحیحی با آن صورت بگیرد. 

منو بیشتر دوست داری یا مامان رو؟

دختر در سنین سه تا پنج سالگی می‌فهمد عشق پدر، مادر است بنابراین تلاش می‌کند پدر را از چنگ مادر دربیاورد. اگر پدر همیشه و بی‌هیچ ملاحظه‌ای به دختر برتری دهد و به او عشق بورزد، ناخودآگاه یک الگوی رفتاری با جنس مخالف در ذهن کودک نقش می‌بندد؛ دخترهایی که موفق می‌شوند بابا را تصاحب کنند در بزرگسالی هم بیشتر سراغ مردان متاهل می‌روند و به شیوه‌های مختلف سعی می‌کنند مرد را از چنگ همسرش دربیاورند و با او ارتباط برقرار کنند.

از طرفی دیگر سردی و بی‌محبتی پدر هم می‌تواند همین قدر مخرب باشد و دختر در بزرگسالی به مردها اعتماد نکند یا به جبران محبت پدر با افراد نامناسب رابطه برقرار می‌کند یا روابط متعدد با جنس مخالف برقرار می‌کند. بهترین روش این است که به‌خصوص در این سنین پدر بی‌محابا به دخترش محبت کند و توجه نشان دهد حتی شاید دخترها سعی کنند رفتارهای بزرگ‌تر‌ها را (مثل مادر) تقلید کنند؛ مثلا آرایش کنند و به لباس و سر و وضع‌شان بیش از حد اهمیت دهند. اشکالی ندارد! پدر به هیچ‌وجه نباید برخورد تندی نشان دهد بلکه باید از دخترش تعریف کند و بگوید چقدر زیبا شده است و چقدر او را دوست دارد.

اما حتما لازم است مرزها را مشخص سازد. به این ترتیب که در عین مهربان بودن با دختر مثلا وقتی می‌خواهد شب را در اتاق خواب والدین بخوابد، پدر (نه مادر!) باید به او بگوید که اینجا اتاق خواب او و مادر است و حالا او می‌خواهد کنار مادر بخوابد یا وقتی مثلا حین تماشای تلویزیون دختر می‌آید بین او و مادر بنشیند با ملاطفت و مهربانی بگوید دلش برای مادر تنگ شده و می‌خواهد قدری هم کنار مادر بنشیند و با او صحبت کند یا فیلم ببیند. این لحظات برای کودک بسیار دردناک و تلخ است اما مطمئن

باشید آسیبی به روان او نمی‌زند. در واقع او برای رشد صحیح به این شکست احتیاج دارد. یاد می‌گیرد که نتوانسته است پدر را مال خود کند و جایگاه واقعی پدر، مادر و خود را درمی‌یابد.

خودت رو بکش کنار!

بسیار مشاهده می‌شود که پدر دختر را لوس بار می‌آورد و اگر ندرتا مادر هم بخواهد تربیت صحیحی اعمال کند، با مقاومت همسرش مواجه می‌شود. این امر به‌خصوص بیشتر در میان پدران و دختران نسل جدید شایع است و حتی در بعضی موارد پدرها در این رابطه از هم سبقت می‌گیرند! همه خوب می‌دانیم منظور از لوس بودن چیست؛ کودکانی که در خانه فرمانروایی می‌کنند و هیچ مانعی بر سر راه اراده‌شان وجود ندارد.

والدین به اصطلاح نمی‌گذارند آب توی دل فرزندشان تکان بخورد و همین مساله باعث شکل‌گیری تکان‌های اساسی‌تری در آینده او خواهد شد چراکه رفتارهایی که یک بچه لوس دارد، بی‌شک در ارتباط او با والدین اشکالات اساسی ایجاد می‌کند؛ مثلا دختری که در کودکی تمام خواسته‌هایش بی‌چون و چرا اجرا می‌شود، قطعا در بزرگسالی به عروسک بسنده نخواهد کرد و طالب ماشین یا جواهرات گران‌قیمتی خواهد شد. آیا پدر می‌تواند چنین خواسته‌هایی را تا ابد تامین کند؟ آیا اساسا درست است به خواسته دختر حتی اگر یک شکلات باشد به‌راحتی و فورا پاسخ داده شود. قبلا بارها گفته‌ایم کودک برای کوچک‌ترین و به ظاهر بی‌ارزش‌ترین خواسته‌هایش باید زحمت بکشد. به هر حال با توجه به جمیع جهات این شائبه به وجود می‌آید که محبت کردن بیش از حد باعث می‌شود کودک (دختر) لوس شود.

واقعیت این است که محبت بی‌حد و اندازه به تنهایی باعث لوس شدن فرزند نمی‌شود بلکه نبود اقتدار در تربیت و در کنار محبت کردن کودک را لوس می‌کند. نظم و اقتدار از ارکان اصلی و بسیار مهم فرزندپروری است که عموما نادیده گرفته می‌شود یا درست اجرا نمی‌شود بنابراین اگر پدری به دخترش بی‌اندازه توجه و مهربانی می‌کند (وقت گذاشتن برای بازی، صحبت کردن، گردش بردن، بوسیدن، بغل کردن، قربان صدقه رفتن) و همزمان بر سر اصول تربیتی‌اش کوتاه نمی‌آید (تشویق و تنبیه به‌موقع و صحیح) امکان ندارد دخترش لوس بار بیاید بلکه به مراتب رابطه صمیمانه‌تر و سالم‌تری با والدین خصوصا با پدر برقرار خواهد کرد.

با این برو با اون بیا

هیچ راه میانبری وجود ندارد. زندگی بدون تجربه‌های جدید ممکن نیست؛ خصوصا برای یک دختر نوجوان. پدر اگر رابطه دوستانه‌ای با دخترش داشته باشد، طبیعتا حرفش هم خریدار خواهد داشت به شرطی که مانع تجربه کردن دختر نشود. به عبارتی دیگر پدر باید درباره دوستان دخترش از او اطلاعات بگیرد و در جریان باشد که دخترش با چه کسانی معاشرت می‌کند اما این مراقبت‌ها باید از دور صورت بگیرد.

اگر دخترتان دوستی دارد که خوب نیست بدون اینکه مستقیما به او امر کنید که رابطه‌اش را با او قطع کند، درباره‌اش حرف بزنید؛ مثلا بگویید به نظر من حرکات و سکنات سمیه در اماکن عمومی خوب نیست؛ مثلا دیروز در سوپرمارکت دیدمش که با فروشنده سر یک مساله بی‌اهمیت داد و قال می‌کرد و حرف‌های خوبی از دهانش خارج نمی‌شد. به نظر تو سمیه دختر بی‌ادبی نیست؟ بعد درباره تاثیر دوست بر شخصیت خود او حرف بزنید ولی باز در نهایت تصمیم‌گیری را به خود او بسپارید. شاید این روش بلافاصله تاثیر خودش را نگذارد اما تردید نداشته باشید به مرور زمان و با به دست آوردن تجربیات و تفکر و تعمق بیشتر او به منطقی بودن نظر شما پی می‌برد و بیشتر تحت تاثیر شما خواهد بود تا دیگران.

چرا می‌چسبند؟

دخترهایی که به شکل افراطی و مبالغه‌آمیزی به مرد (یا مردها) می‌چسبند و دخترهایی که به شکل غیرمنطقی و بی‌دلیل از مردها بیزارند در کودکی و نوجوانی رابطه خوبی با پدرشان نداشته‌اند. رابطه نامتعادل آنها با پدرشان تا آخر عمر هم دست از سر زندگی آنها برنخواهد داشت.

چرا وفادار نمی‌مانند؟

دخترهایی که در زندگی بزرگسالی با مردهای متعدد وارد رابطه می‌شوند، از سوی پدر خلاء عاطفی شدیدی را تجربه کرده‌اند و نمی‌توانند به مردی که به زندگی‌شان وارد می‌شود، اعتماد و تکیه کنند. این دخترها در کنار هیچ مردی به آرامش نمی‌رسند.

چرا نمی‌بخشند؟

شما هم سابقه آشنایی با دخترهایی را دارید که کوچک‌ترین اشتباه مرد زندگی‌شان را نمی‌بخشند؟ دخترهایی که در رابطه نمی‌توانند از خطاهای انسانی مردها بگذرند و آنها را ببخشند، پدرهایی داشته‌اند که نسبت به آنها بی‌مسئولیتی از خود نشان داده‌اند.

چرا مثل دو دوست هستند؟

به پدرهایی که در دوران بارداری همسرشان مسئولیت‌هایی از قبیل برقراری آرامش مادر و فرزند را برعهده می‌گیرند در اصطلاح پدر باردار می‌گویند. پدری که از زمان بارداری برای مراقبت از کودک و مادر تلاش می‌کند، در آینده هم رابطه بهتری با دخترش خواهد داشت.

بهش بگم عاشق شدم؟

یک روح در سه بدن

خیلی‌ها تصور می‌کنند دختر باید به مادرش نزدیک‌تر باشد و پسر به پدرش. این طرز تفکرکه بسیاری از ما با آن زندگی کرده‌ایم کاملا اشتباه است. پدر و دختر باید با یکدیگر دوست باشند حتی اگر مادر مخالف باشد! پیشنهاد می‌شود پدر حداقل هفته‌ای یک‌بار تنها با دخترش مسیری را قدم بزنند، سینما بروند یا هر برنامه تفریحی دونفره دیگری داشته باشند. ممکن است مادر مخالفتش را با بدخلقی یا قهر نشان دهد اما پدر و دختر نباید تسلیم شوند و رابطه‌شان را به خواست غیرمنطقی مادر ببازند. پدر می‌تواند با همسرش صحبت و او را متقاعد کند. اگر با حرف قانع نشد به مرور زمان اوست که تسلیم خواهد شد اما پدر و دختر نباید به این بهانه کمترین بی‌مهری را به مادر روا بدارند.

پدر باید به دخترش آگاهی جنسی دهد؟

دختر‌ها از چه مسیری باید در مورد موضوعات جنسی آگاه شوند؟ درست است که این روزها در اکثر مدارس خارجی و برخی از مدارس داخلی از همان سال‌های دبستان برای آگاه کردن کودکان تلاش می‌شود و با آموزش محدوده‌های خصوصی بدن و پیش‌فرض‌هایی که می‌تواند پایه آگاه شدن کودکان در این زمینه شود، بار مسئولیتی که روی دوش خانواده‌ها در این زمینه قرار دارد سبک‌تر می‌شود، اما هنوز هم نمی‌توان نقش پررنگ پدر و مادر در آگاهی دادن به فرزندشان در این زمینه را انکار کرد.

معمولا در سنین نوجوانی که مسائل جنسی برای نوجوان به صورت جدی مطرح می‌شود، باید والدین برنامه‌ای برای اطلاع‌رسانی و آگاهی دادن به او داشته باشند. اما در این مورد هر قدر دختر و پدر با هم صمیمی باشند، ترجیح بر این است که مادر این مسئولیت را بر عهده بگیرد چراکه تجربه نشان داده وقتی پدر با دختر در این گونه موارد صحبت می‌کند، هر دو حس ناخوشایندی دارند اما استثناهایی هم هست.

ممکن است دختر به هیچ‌وجه راضی نشود با مادر (به هر دلیلی) در این‌باره صحبت کند. در چنین شرایطی برای اینکه منبع اخذ اطلاعات بیرون از خانه نباشد، ترجیح بر این است که پدر فضا را برای گفت‌وگو باز بگذارد.پدر می‌تواند برای آگاهی دادن در این زمینه، از ابزار‌های مختلفی استفاده کند و همیشه نیاز نیست که خودش به تنهایی مو به مو به سوال‌های فرزندش در این زمینه پاسخ دهد. ممکن است حتی کتاب معرفی کند و مستقیم سر اصل مطلب نرود و خودش درباره مسائل جنسی با  دخترش صحبت نکند. در هر صورت سالم‌ترین و مطمئن‌ترین راه این است که دختر جواب سوال‌هایش را به نحو صحیح از والدینش بگیرد تا دیگرانی که اعتبارشان محرز نشده است .

مثل ما  باش!

تا اینجای کار گفتیم که یک پدر چطور می‌تواند به سوال‌های ریز و درشت دخترش پاسخ دهد و به او در مورد موضوعات مختلف آگاهی دهد. اما مسئولیت پدر برای تربیت دخترش به همین موارد محدود نمی‌ماند. در بسیاری مواقع بچه‌ها بیشتر از آنکه از حرف‌های ما  درس بگیرند، از رفتارهای‌مان اصول زندگی کردن را می‌آموزند. دختری که رابطه صمیمانه و آرام پدر و مادرش را می‌بیند، در خانه بیشتر از هر مدرسه‌ای راه و رسم عاشق شدن و وارد شدن به  یک رابطه سالم را یاد می‌گیرد. پس به جای آنکه بخواهید با حرف‌های‌تان رفتارهای خود را توجیه کنید، تلاش کنید تا با درست رفتار کردن در مقابل او، اصول زندگی و وارد شدن به ارتباط‌های عاطفی را به او آموزش دهید.

مادر‌ها!  راه را سد نکنید!

 شاید این‌طور به نظر بیاید که اغلب آقایان تمایلی به مشارکت در انجام امور مربوط به نوزاد ندارند اما قضیه قدری پیچیده‌تر است. گاهی پدر می‌خواهد در نگهداری فرزند سهیم باشد اما مادر مانع می‌شود. این مخالفت و اجازه ندادن می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. از جمله شایع‌ترین دلایل ممانعت مادر این است که:

* عملکرد پدر را در کارها قبول ندارد. فکر می‌کند خودش بهتر از پس کارها برمی‌آید در حالی که این باور همیشه درست نیست و چه بسا عملکرد بهتری هم باشد ولی این قضاوت نادرست راه را بر همکاری در نگهداری کاملا می‌بندد.

* وقتی پدر کاری را انجام می‌دهد، مادر مدام به او درباره مسائل گوناگون تذکر می‌دهد یا ایراد می‌گیرد و سعی می‌کند به پدر ثابت کند اشتباه می‌کند. در هر صورت غرور مرد جریحه‌دار می‌شود یا احساس بی‌عرضگی به او دست می‌دهد بنابراین سعی می‌کند خود را در مظان سرزنش قرار ندهد و حاشیه امنش را به خطر نیندازد پس دیگر در نگهداری از فرزند به مادر کمک نمی‌کند.

* مادر به وسیله نگهداری فرزند به نوعی می‌خواهد توانایی‌اش را نشان دهد و ثابت کند. در این حالت اگر پدر در نگهداری از فرزند همکاری کند، انگار توانایی‌های او زیر سوال می‌رود و احساس شرمساری می‌کند بنابراین به پدر اجازه مشارکت نمی‌دهد و با هر مشقتی خودش مسئولیت نگهداری از فرزند را برعهده می‌گیرد.

* مادر از برقراری ارتباط صمیمانه دختر با پدر ناخودآگاه احساس نگرانی می‌کند. این نگرانی متوجه هر دو طرف می‌شود؛ یعنی ممکن است مادر از اینکه همسرش دخترشان را بیشتر از او دوست داشته باشد، ناخودآگاه دلش نخواهد آن دو رابطه صمیمانه‌ای داشته باشند یا دلواپس این باشد که دختر بیش از اینکه به او (مادر) وابسته شود به پدر علاقه نشان دهد.

دلیل ممانعت از شکل‌گیری رابطه صحیح دختر و پدر هرچه می‌خواهد باشد نتیجه یکسان است. کودک به‌راحتی متوجه این اختلاف نظر بین پدر و مادر می‌شود و می‌فهمد آن دو یکدیگر را قبول ندارند. در نتیجه هر دو تکیه‌گاه را از دست می‌دهد.

چشم و گوشش را نبند!

 گرایش به جنس مخالف یک امر طبیعی است و حتی اگر پدر و مادر به‌خاطر نگرانی‌های خودشان  برای مسکوت گذاشتن این موضوع تلاش کنند، بعید است که به موفقیت دست پیدا کنند. والدینی که نسبت به این مساله حساسیت بیش از حد نشان داده‌اند و برخوردهای تندی کرده‌اند، نتیجه کاملا عکسی گرفته‌اند. تجربه نشان داده هر قدر پدر و مادر فرزندشان را محدود کرده‌اند، او بیشتر به برقراری ارتباط با جنس مخالف متمایل شده است.

در ابتدای دوره نوجوانی (حدودا از 11 سالگی) والدین باید به نوجوان بگویند در صورت تمایل می‌تواند با جنس مخالف صحبت کند اما در فرهنگ شرقی حساسیت این مساله برای دخترها بیشتر است و اتفاقا بیشترین آسیب‌ها در این زمینه توسط پدر به وجود می‌آید چرا که به اصطلاح غیرتی می‌شود و برخوردهای غیرمنطقی از خود نشان می‌دهد. پدر باید این حق طبیعی را برای دخترش قائل باشد که بتواند با کسی از جنس مخالف صحبت کند اما حتما این قانون را گوشزد کند که این صحبت کردن تحت نظر او و همسرش خواهد بود.

بعضی پدرها می‌گویند اگر این کار را بکنیم دخترمان بزرگ‌تر که شد، درخواست‌های بیشتری خواهد داشت. پاسخ این است که اگر همه چیز تحت نظارت شما باشد، می‌توانید با بعضی خواسته‌هایش که به مصلحت نیستند، مخالفت کنید. در هر صورت آسیب این روش به مراتب کمتر از این است که سرخود دست به این کارها بزند و شما به عنوان پدر هیچ کنترلی بر مسائل نداشته باشید ضمن اینکه یادتان باشد رابطه بسیاری از پدرها درست در همین مقطع حساس با دخترها قطع می‌شود؛ یعنی درست زمانی که حضور یا عدم حضور شما می‌تواند مسیر زندگی و آینده او را یک بار برای همیشه تغییر دهد. پس دوست دخترتان باقی بمانید.
 
تربیت جنسی کودکان
ماهنامه سپیده دانایی - فاطمه نیک پرور، کارشناس ارشد خانواده درمانی: تربیت جنسی در کنار انواع تربیت اجتماعی، اخلاقی و مذهبی، یکی از مهمترین موضوعات در خانواده است. تربیت جنسی، تنها محدود به دوران کودکی و نوجوانی نیست بلکه در تمام دوره های زندگی از جمله بزرگسالی و سالمندی هم نیازمند دریافت آموزش هایی در این باره هستیم. در این بحث ابتدا به تربیت جنسی و اهمیت آن در دوران کودکی می پردازیم.

کنجکاوی را سرکوب نکنید

کنجکاوی های کودکان نشاندهنده رشد ذهنی و شناختی آنهاست. کودکان نیازمند دریافت اطلاعات درست و دقیق در مورد سوالات و کنجکاوی هایشان هستند. اگر والدین نسبت به پرسش ها و کنجکاوی های جنسی کودکان واکنش های مناسب، طبیعی و متناسب با ظرفیت و ادراک شناختی آنها به دور از مخفی کاری و سرکوب داشته باشند، خطر منحرف شدن ذهن کودکان نسبت به مسائل جنسی، کاهش پیدا می کند؛ چرا که کنجکاوی کودک در وهله نخست، صرفا جنبه آشنایی با این مسائل را دارد اما وقتی برخورد والدین با سرکوب و ممنوعیت همراه می شود، ممکن است که این کنجکاوی معمولی، جنبه جنسی پیدا کرده و در نهایت زمینه ساز انحراف اخلاقی شود.

آموزش مسائل جنسی به کودک

متناسب با سنش جواب دهید

آشنایی والدین با مراحل رشد جنسی کودکان و نوجوانان و چگونگی برخورد مناسب و سازنده با نیازها و ویژگی های روان شناختی و زیست شناختی این گروه سنی، می تواند سلامت جنسی آنها را در مراحل بعدی زندگی تامین کند.

آموزش های زودرس، شتابزده و ناشیانه مسائل جنسی به کودکان، همان اندازه آسیب زا خواهد بود که این آموزش ها با تاخیر، پنهان سازی یا نادیده گرفتن همراه باشد.

تعجب نکنید

کودکان تقریبا از سه سالگی کم کم متوجه جنسیت خود می شوند و با دیدن اندام جنسی خود و گاه اندام همبازی های خود به فکر می افتند که این تفاوت ها چیست و از همین جاست که دردسر پدر و مادرها و مربیان شروع می شود. وقتی کودک نخستین پرسش های خود را مطرح می کند، با شرم زدگی و نگاه های متهم کننده و نگران بزرگترها روبرو می شود. در صورتی که باید توجه داشت اندام جنسی هم برای کودک، مانند بقیه اعضای بدن مثل بینی یا انگشتان پا، تنها بخشی از بدن اوست که باید برای کودک شناخته شود. او به همان اندازه که می خواهد در مورد بینی و گوش خود بداند، در مورد اندام جنسی اش نیز کنجکاو شده است؛ بنابراین فرزند شما به حدی از رشد رسیده که می خواهد موضوع جدیدی را درک کند و این جای تعجب یا نگرانی ندارد.

پرسش های فرزندانمان متناسب با سن شان متفاوت می شود و ما باید پاسخگوی نحوه بار داری، زایمان، بلوغ و روش های تعامل با جنس مخالف و پرسش هایی از این دست باشیم.

آموزش مسائل جنسی به کودک

تعامل تان خوب باشد

نخستین نکته اساسی در تربیت جنسی کودک و نوجوان، داشتن تعاملی سازنده و موثر با فرزندان است. در صورتی که والدین ارتباط مناسبی با فرزندان نداشته باشند و در دیگر حیطه های تربیتی موفق عمل نکنند، احتمال اینکه در این زمینه هم کاری از پیش نبرند افزایش می یابد.

منبع خوبی باشید

پدر و مادرها باید بکوشند برای فرزندانشان مرجع و منبع اطلاعات باشند. والدین نیاز دارند تا اطلاعات علمی و درستی در این زمینه داشته باشند و از پیش آمادگی روبرو شدن با پرسش ها و رفتارهای جنسی فرزندشان را داشته باشند تا در زمان مناسب بتوانند پاسخگو باشند.

ناآگاهی از مسائل جنسی باعث می شود فرزندانتان سراغ دیگر منابع موجود در جامعه مانند دوستان، همسالان، همکلاسی ها یا اینترنت بروند؛ منابعی که بخش زیادی از اطلاعات شان غیرعلمی است و زمینه را برای سردرگمی بیشتر فراهم می کنند یا زمینه ساز انحرافات جنسی می شوند.
 
رابطه جنسی، رابطه را ماندگارتر نمی کند!
 
دوستی صرف با جنس مخالف امکانپذیر نیست. دوستی با جنس مخالف، تابع شرایط جنسیت زن و مرد است. جنس مذکر - آگاه یا ناآگاه - در رابطه دوستی با جنس مخالف به دنبال رابطه جنسی است...
 

ماهنامه سپیده دانایی - مهدی ملک محمدی، کارشناس ارشد روانشناسی: آیا سیستم آموزشی ما در مدارس و حتی در دانشگاه ها آموزشی درباره جنسیت مرد و زن و انگیزه های ارتباطی این دو جنس می دهد؟ خیر. آیا والدین اطلاعات صحیحی در این مورد به فرزندانشان می دهند؟ در اکثر موارد خیر. آیا رسانه های عمومی از جمله صدا و سیما که قرار بوده دانشگاه عمومی باشد، اطلاعاتی در این زمینه به نوجوانان و جوانان می دهند؟ خیر.

پس نوجوان و جوان ایرانی از کجا باید بداند که جنس مخالف چه ویژگی هایی دارد؟ فقط می ماند تجربه ناقص همسالانش که آن هم به درستی منتقل نمی شود. همسالانی که خود در یک رابطه دوستی با جنس مخالف افتاده اند و آسیب های آن را دیده اند، فقط درباره تمایلات خود صحبت می کنند، نه در مورد آنچه واقعا وجود دارد.

این ماجرا ادامه می یابد و شکست عاطفی و رفتارهای نابهنجار و افت تحصیلی می شود سرنوشت قشر عظیمی از این نسل اما این نسل چه باورهای نادرستی درباره رابطه با جنس مخالف دارد؟

باورهای نادرست درباره ارتباط جنسی با جنس مخالف

1- عشق ما جاودانی است

تحقیقات روانشناسان در حداقل سی سال اخیر نشان می دهد که عشقی که در نوجوانی و آغاز جوانی به دست می آید، تنها هیجانی زودگذر است و به سرعت از بین می رود. نوجوان دستخوش هیجاناتش است. یکی از این هیجانات علاقه ای است که به جنس مخالف نشان می دهد.

این عشق از شناخت به دست نیامده و همین ماجرا را به تلخی می کشاند. بسیاری از نوجوانان طرف مقابل شان را حتی خود انتخاب نمی کنند. دوستشان که رابطه ای با جنس مخالف دارد، پیشنهاد می کند که او نیز با دوست طرف مقابل شان ارتباط برقرار کند. به همین سادگی. حتی داستان از دیدنه چهره زیبا و فریفته شدن فراتر می رود و فرد بدون آن که فرد مقابلش را ببیند عاشق او می شود! انتظار دارید این دوستی پایان زودگذری نداشته باشد؟

نوجوانان نمی دانند که هیجانشان برای آن بود که بودنش توجیه شود، نیاز به استدلال دارد. برای همین شروع می کنند به استدلال بافی که این فرد مقابل، همان است که همیشه به دنبالش بوده اند. زمان به آنها نشان خواهد داد که اینگونه نیست و حرف علمی روانشناسان بر پایه اصولی است.

متاسفانه والدین و جامعه و دست اندرکاران آن به جای اینکه مستدل و منطقی و با پذیرش میل طبیعی نوجوانان به جنس مخالف به او بفهمانند که این هیجانی که تجربه می کند چه پایه سستی دارد، با پرخاشگری هیجان او را شدیدتر می کنند. در عین ح
/ 0 نظر / 27 بازدید