دختر گل‌فروش را پرنسس صدا کنید

 

روزنامه هفت صبح - پدرام پاشاییان: گفتگو با دختر گلفروشی که این روزها در شبکه های اجتماعی پدیده شده است.

دختر گلفروش میدان تجریش. این همه چیزی بود که از پدیده این روزهای شبکه های اجتماعی و رسانه ها می دانستیم و البته چند عکس که از او منتشر شده بود. دختری که با ظاهری خاص توجهات را به خود جلب کرده بود.

مصاحبه با دختر گلفروش میدان تجریش

همین باعث شد پیدایش کنیم و با زندگی و اهدافش آشنا شویم. در روز برفی تهران به میدان تجریش رفتیم تا پای صحبت هایش بنشینیم.

او با شغلش زندگی می کند و خوشحال کردن مردم را دوست دارد. خودش می گوید: «این روزها فکر می کنم ستاره ام.»

دختر گلفروش میدان تجریش واقعی است

خیلی ها می گفتند این عکس ها ساختگی است و برای نمایش گرفته شده است. بین میدان تجریش و میدان قدس اما تقریبا همه او را می شناسند. از چند نفر پرس و جو می کنم تا به مردی میانسال می رسم که یک بغل گل در دست دارد. او می گوید دختر گلفروش هنوز نیامده و شاید در این روز برفی اصلا نیاید. با اینحال تماس می گیرد و متوجه می شویم که او در راه است. بعد از چند دقیقه انتظار بالاخره از راه می رسد. با چهره ای بشاش، با همه کسبه احوالپرسی می کند و ژست عکاسی می گیرد.

مصاحبه با دختر گلفروش میدان تجریش

خوش برخوردی، رمز موفقیت


«گل های رز هلندی دارم»، «تل های سوییسی دارم»... این جملات را می گوید و بغل گل به دست، پیاده رو را طی می کند. کم کم نظرها جلب می شود و مشتری ها به سمتش می آیند. بیشتر خانم ها هستنتد که برای خرید و گاهی صحبت کردن با گلفروش معروف این روزها پیشقدم می شوند.

مصاحبه با دختر گلفروش میدان تجریش

نوروز نزدیک و بازار فروش گل ها و تل هایش خوب است. تقریبا به تعداد همان افراد که گل می خرند، مردمب رای عکس گرفتن علاقه نشان می دهند. همانطور که خودش می گوید نقطه قوتش خوش برخوردی با مردم است و در عوض رهگذران هم با تعریف هایشان تشویق اش می کنند. این روزها دختر گلفروش شغلش را بیشتر از همیشه دوست دارد.

فراز و نشیب های زندگی نکیسا


بعدازظهر که سرش کمی خلوت می شود برای مصاحبه می رویم. دوست ندارد زندگی شخصی اش جایی درز کند. نکیسا (نام هنری که برای خود انتخاب کرده است) دختری کُرد که در چالوس متولد شد و ادامه تحصیل داد، حاصل ازدواج یک مهندس عمران و یک مادر هنرمند است.

مصاحبه با دختر گلفروش میدان تجریش

روی پای خود ایستادن را از مادرش یاد گرفت و خلاقیت را یکی از نزدیکانش به او آموخت. مادرش یک تعاونی هنرهای دستی را اداره می کرد و در نمایشگاه های بین المللی هم به عنوان کارآفرین نمونه معرفی شد.

کار کردن را از بچگی و زمانی که هنوز در رفاه بودند دوست داشت و در کنار مادرش کارهای هنری و دستی می کرد و می فروخت. فرزند وسط یک خانواده پنج نفره که در دوره راهنمایی به مدرسه نمونه دولتی می رفت. به دلیل دوری راه نتوانست تحصیلش را در این مدرسه ادامه دهد. رشته ریاضی فیزیک را در دبیرستان و ریاضی محض را در دانشگاه ادامه داد.

در این روزها بیشترین فعالیت را می کرد، از تدریس به سایر دانشجویان تا فعالیت هنری در تئاتر و مدلینگ. نکیسا گاهی گیتار می زند و سابقه بازی در سه فیلم سینمایی را دارد. یکی از نقاط عطف زندگی اش فرا می رسد، پدر فوت می کند و اعضای خانواده که سرپرست اصلی شان را از دست داده اند، دخل و خرج شان جور درنمی آید و نکیسا از روی اجبار دانشگاه را رها می کند و برای کمک به معاش خانواده اش به تهران می آید.

مصاحبه با دختر گلفروش میدان تجریش

دختری تنها در شهری غریب که از صفحه آگهی های روزنامه کار پیدا می کند و در اتاقی ساکن می شود. زندگی اش به سختی می گذرد. گلفروشی را به پیشنهاد یکی از دوستانش از بهمن سال گذشته شروع می کند. در این حال دوستش هم به او پشت می کند تا نکیسا مجبور شود اجناسی که روی دستش مانده را با دستفروشی به پول تبدیل کند. کم کم کارش می گیرد تا جایی که این کار را به عنوان شغل خود انتخاب می کند.

بعداز مدتی با چرخ دستی گل ها را می فروشد تا اینکه مغازه دارها از رونق کارش ناراحت می شوند و شهرداری را به جانش می اندازند. بعد از چندین بار دعوا و مقاومت در مقابل ماموران شهرداری حالا خودش را طوری اثبات کرده که حتی کارکنان شهرداری و خانواده هایشان به مشتری ثابتش تبدیل شده اند.

در آرزوی فتح دنیا


علاقه دارد کهس بک خاص خود را داشته باشد و شایدتا به حال هم تا حدی موفق شده است. داستان از روزی شروع شد که اتفاقی یک تل می خرد و آن را روی سرش می گذارد. استقبال مشتریان از آن تل چنان زیاد بود که تصمیم گرفت خودش یاد بگیرد تل درست کند. از آن روز با این سبک و سیاق کارش را ادامه داده و مورد توجه قرار گرفته است.

مصاحبه با دختر گلفروش میدان تجریش

شغلش را با همه سختی ها و نگاه های متفاوت دوست دارد. می گوید: «معجزه خدا بوده که اینطور خبرم در همه جا پخش شده و همه به من افتخار می کنند. آشنایانی دارم که با برخوردشان به من می فهماندند با کار من مشکل دارند اما بعد از این اتفاق محبت شان را به من نشان می دهند.»

از وابستگی به مردها خوشش نمی آید. فکر می کند باید خودش به آرزوهایش برسد. برای کشیدن گلیم خودش از آب به تنهایی، جنگیده و حتی مجبور شده خیلی از حقایق را پنهان کند.

می گوید: «خانم ها باید کار کنند و در جامعه حضور داشته باشند. استقلال مالی داشته باشند و کارآفرینی کنند.»

با وجود همه اذیت هایی که شده، در حال حاضر از وضعش راضی است و می خواهد از مردم، کسبه و ماموران سد معبر شهرداری که دیگر او را پذیرفته اند، تشکر کند. شاید دختر گلفروش میدان تجریش، نکیسا، روزی هنرمند جهانی شود. روزی در کشورهای مطرح جهان آثار خود را به نمایش بگذارد و به عنوان یک هنرمند مشهوئر وشود. آنطور که خودش می گوید: «می خوام دنیا رو فتح کنم؛ من انرژی این کار رو دارم.»
 
دختر گلفروش میدان تجریش سوژه شد
  
روزنامه هفت صبح: این دخترک گلفروش به بحث روز شبکه های اجتماعی بدل شده است. حضور زنان به عنوان دستفروش در مترو و اماکن عمومی معمولا نگاه های انتقادی کاربران را به همراه داشته است و حتی گروهی نگرانی تنزل جایگاه این زنان و دختران را داشته اند اما در مقابل گروه هایی هم کار این دسته از زنان را مصداق تلاش برای روزی حلال می دانستند.

عکس دختر گلفروش میدان تجریش مدتی است که به این بحث ها دامن زده است. چهره خندان این دختر جوان تصورات مربوط به تنزل شأن بانوان و زنان به هنگام دست زدن به دستفروشی و تبدیل شدن به فروشنده های دوره گرد را به هم زده است.

یکی دو نفر هم چنین نوشته اند که نگاه به فروشندگی زنان به عنوان عملی که حاوی تنزل شأن آنان باشد از اصل اشتباه است. مگر در شهرستان ها و روستاها زنان روستایی در بازارهای محلی، محصولات خود را برای فروش عرضه نمی کنند؟ مگر نه اینکه در تهران رانندگان زن برای برخی تاکسی های ویژه بانوان هم شروع به کار کرده اند؟

داستان دختر گلفروش در میدان تجریش

به هر حال عابران پیاده در میدان شمال شهر تهران هر روز این دختر گلفروش را می بینند. عکس های این دختر گلفروش را حمید اعجازی منتشر کرده و پست مربوط به آن تا دیشب بیش از 5 هزار بار در شبکه های اجتماعی بازنشر شده است. بخشی از کامنت های ذیل عکس این خانم را در اینجا برایتان می آوریم:

- احسنت به این دوست گرامی. وجود چنین دخترانی در ایران زمین باعث سربلندی کشورم هست. خدایا شکرت که در این روزگار غریب چنین شیرزنانی در وطن نیز وجود دارند.

- من از مترو که استفاده می کنم مثل این خانم روزانه دخترهای زیادی می بینم که از لحاظ ظاهری متفاوت با دستفروش های دیگه هستند و قابل ستایش هستند که هر روز با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می کنند و زیر بار کارهای دیگه نمی روند.

- در هیچ جای دنیا دستفروشی ننگ و عار نیست. ما همیشه عادت داریم دستفروش ها را با لباس های مندرس و زولیده ببینیم؛ اما ایشون شاید لباس مارک به تن نداشته باشند اما هماهنگی رنگ لباساش با گل ها بسیار زیباست و حس خوشایندی را القا می کنه.

داستان دختر گلفروش در میدان تجریش

- ایشون نکیسا خانم، یکی از هنرمندان خوب چالوس و با افتخار همسایه بنده هستند که البته نابغه ریاضی نیز هستند. ایشون خیلی خیلی خاص اند. همین الان باهاشون تماس گرفتم و گفتم که شما دوستان عزیز چقدر به ایشون لطف داشتین و بهشون افتخار کردین.

- گل همین پنج روز و شش باشد. آرزو دارم دختر گل فروش همیشه خوش باشد.

- درود بر شرف این خانم محترم و تمامی آنهایی که چنین بر کسب روزی حلال از راه درست در تلاشند. خداوند به کسب شان خیر و برکت ببخشد.

- هزاران آفرین بر این دختر تلاشگر هموطن. چشم بد و بدخواهان و نامحرمان و نامردمان دور انشاءالله.

داستان دختر گلفروش در میدان تجریش

- درود بر تمامی زنان غیور و با عفت کشورمان که پول تمامی زندگی شان نیست بلکه در حد احتیاج با عرق روی پیشونی زندگی می گذرانند. زنده باشی دختر گلمخ و خداوند از شر تمامی بلایا و از شر تمامی زشتی ها به دور نگه داره و روزی حلالت را افزون کنه انشاءالله.

- این خانوم در خیابان تجریش مشغول به کار هستند. تقریبا هر روز می بینمشون. از طرفی هم احساس غرور میکنم هم احساس ناراحتی...

- امیدوارم یک مرد خوب بیاد ازش گل بخره و عاشقش بشه. نجابت و صداقت، والاترین گوهر یک انسان است.
 
/ 0 نظر / 15 بازدید