فحاشی مجری من و توبه احسان علیخانی



دفاع یک خواننده پاپ از احسان علیخانی
 
خبرآنلاین: علی لهراسبی معتقد است برنامه‌ی «ماه عسل» باعث آشنایی مردم با درد‌هایی می‌شود که در بطن جامعه نهفته‌است.

علی لهراسبی متنی را درباره‌ی برنامه‌ی «ماه عسل» در صفحه‌ی اینستاگرامش منتشر کرده و گفته که  این متن فقط یک دل‌نوشته است.

متن کامل نوشته‌ی این خواننده بدین شرح است: «ماه عسل؛ ماه ی که با این نام عسل شده تا به خاطر بیاریم دردهایی که در بطن جامعه نهفتن؛ دردهایی که هر روز بی دغدغه از کنارشون فقط رد می شیم و حالا به واسطه این ماهِ عسل، تلخیهاشو می بینیم تا شاید دست خدا بشیم روی زمین برای باز کردن گره ای از زندگی بنده ای که تو خلوت، خدا رو صدا کرده و این افتخار کمی نیست.

«ماه عسل» سال هاست در راس ویژه برنامه های این ماه از رسانه ملی در حال پخش هست؛ برنامه ای که تونسته مخاطب رو جذب کنه تا پای این صفحه جادویی بنشینه، بحث کنه، نظر بده، نقد کنه و . . . برنامه ای که تونسته اکثریت رو با هر اعتقاد و هر نگاهی، به فکر فرو ببره و بی شک جمع کردن این همه تفکر و اندیشه و عقاید در کنار هم به قدری ارزشمنده که قیمت نداره و همه اینها یعنی «موفقیت» و موفق شدن تو جامعه ای مثل ایران کار خیلی مشکلی هست؛ وقتی قراره هر شب توسط میلیون ها نفر نقد بشی و این نقدها بسط پیدا کنه و جهت گیری بشه و...

به دل نگیریم اما بی رودروایستی با خودمون، تمامی ما مردم این جامعه صاحب نظر و عقیده و در کل منتقدیم و خودمون هم اینو می دونیم.

نه می خوام دفاع کنم و نه نقد، همونطور که گفتم این تنها یک دلنوشته ست.

خودمونیم، مشکل غم و غصه و شادی و لبخند نیست. مشکل گذشته و آینده و حال کسی نیست. مشکل حتی سوژه ها نیستند.

مشکل نگاه ماست که انتقاد رو با دیدی منفی تعبیر می کنیم؛ چشمامونو روی تمام لحظه های خوب می بندیم و فقط . . .

بیایم با خودمون روراست باشیم. ما سال هاست دردها رو در جامعه می بینیم. هیچ تصویری در این برنامه برای ما تازگی نداره. ما سال هاست بچه های طلاق رو دیدیم، فقر رو دیدیم، بیماری و اعتیاد و بی خانمانی رو دیدیم، از طرفی هم خرج های خیره کننده بعضی از مراسم ها و جشن ها رو دیدیم، داستان های مختلفی از آدم ها شنیدیم و...

می بینید هیچ چی تازگی نداره بجز اون لحظه ای که با دیدن همون صحنه های تکراری قلبمون به درد میاد و لااقل به اندازه یک دعا، دلمونو با خدا صاف می کنیم و آرزو می کنیم ای کاش می تونستم کاری کنم و اصلا تنها حسی که این ماه رو عسل کرده همین شیرینی دعاست.

خودمونیم، گاهی برای فرار از تموم اون چیزی که با تصویر و فیلم و موسیقی تو زندگیمون پر رنگ می شه، چه ساده روی سوالها و چراها خط می کشیم. «ماه عسل» برنامه ای ست که سال ها هر شب بی تکرار و گاهی با تابوشکنی، جامعه رو حلاجی می کنه تا بلکه نگاهمونو تغییر بده پس شاید بهتره گاهی افکار شخصیمونو کنار بذاریم و از بیرون یک مساله به درونش نگاه کنیم. ماهمون عسل.»

پاسخ مهراب قاسم‌خانی به منتقدان علیخانی
 
فرارو: مهراب قاسم‌خانی در جواب منتقدان احسان علیخانی عنوان کرد: صورت پلاستیکى، اشک تمساح و غم‌فروش و این واژه‌ها نقد نیستند، ناله و نفرینند؛ شما نمی‌توانید ژست روشنفکرى و دلسوزى بگیرید و از این واژه‌ها استفاده کنید.
 
قاسم‌خانی در آخرین مطلب اینستاگرامش با عنوان «سخنى چند با منتقدین احسان علیخانى و برنامه ماه عسل» نوشت:

اول: گریه دار بودن یا تاثیر گذار بودن ژانر هستن. اشکال نیستن. مثل خنده دار بودن که امتیاز نیست. شما میتونید بر اساس سلیقه تون ژانرى رو بیشتر دوست داشته باشید ولى استفاده از اسم یک ژانر به عنوان ایراد نشونه بى سوادى شماست.
 
دوم: برنامه ماه عسل شاید برنامه کاملى نباشه ولى در مقایسه با استاندارد هاى بقیه برنامه هاى گفتگو محور تلویزیون از نظر اجرا، پروداکشن، دکور و غیره کیفیت بسیار قابل قبول ترى داره. در نتیجه وقتى شما چشمتون رو روى اون همه برنامه بى کیفیت بستین و ماه عسل رو مورد نقد قرار میدین احتمالاً مشکلتون از جاى دیگه میباشد.
 
سوم: صورت پلاستیکى و اشک تمساح و غم فروش و این واژه ها نقد نیستن. ناله و نفرینن. شما نمیتونید ژست روشنفکرى و دلسوزى بگیرید و از این واژه ها استفاده کنید. بهترین تصویرى که میشه از شما توى ذهن بیاد اینه که چادر بستین دور کمرتون و دارین خودتون رو چنگ میزنین.
 
چهارم: با استاندارد تلویزیون ما که هیچ، با هر استانداردى احسان علیخانى مجرى خوش چهره و خوش بیانیه.
 
پنجم: میزان دستمزد چهره هاى هنرى و ورزشى در تمام دنیا نسبت مستقیم داره با تاثیر گذارى و محبوبیتشون. یعنى فوتبالیستى که توى لیگ برتر بازى میکنه دستمزد خیلى بالاترى میگیره از فوتبالیست لیگهاى یک و دو. توى همون لیگ برتر هم فوتبالیست هاى بهتر و محبوب تر دستمزد بسیار بالاترى میگیرن از بقیه فوتبالیست هاى همون لیگ. در سینما و تلویزیون هم دقیقاً همینطوره. در نتیجه وقتى یک مجرى یا یک برنامه باعث جذب بیننده بیشتر و آگهى بیشتر میشه و تاثیر بیشترى میذاره منصفانه و منطقیه که دستمزد خیلى بالاترى بگیره.
 
دفاع رشیدپور از علیخانی در برابر منتقدانش
 
خبرگزاری آنا: پس از آنکه احسان علیخانی در برنامه ماه عسل از منتقدانش گلایه کرد، رضا رشیدپور متنی را در دفاع از صحبت های احساسی احسان علیخانی و برنامه ماه عسل منتشر کرد.

 نامه رضا رشیدپور به احسان علیخانی که در صفحه شخصی اینستاگرامش منتشر شده، بدین شرح است:

احسان عزیزم سلام . برنامه ات با آن شیرمرد نشسته بر صندلی چرخ دار را دیدم . عالی بود . اما موضوع صحبتم این نیست. می خواهم در موردخودت حرف بزنم . چهره ات خسته بود و دلت شکسته . در لحن کلامت کلافه گی تردد داشت . احساست را می فهمم و برخلاف برخی به تو حق می دهم که به حرمت تلاش های چندین ساله ات چند دقیقه ای هم راجع به خودت حرف بزنی.

اما توقع من از تو چیز دیگری است . احسان جان تو برای رسیدن به این جایگاه خیلی تلاش کرده ای . با چشم های خودم بارها اشتیاق و جنب و جوشت را دیده ام و تحسین کرده ام . شاید این روزها آنقدر گرفتار فشارهای مجازی و غیر مجازی شده ای که موفقیت هایت را فراموش کرده ای . مگر به همین سادگی است که برنامه بسازی و میلیون ها نفر تماشا کنند؟

مگر به همین سادگی است که سال های متوالی بهترین برنامه ی سخت ترین ماه سال را بسازی ؟ تو کاری کرده ای کارستان . تو خیلی از استانداردهای تلویزیون را عوض کرده ای .طراحی صحنه ی باشکوه . تیتراژهای موفق . مهمانه ایی که بلافاصله به مرکز توجه عمومی تبدیل می شوند و .... مگر می شود اینها را نادیده گرفت ؟ احسان عزیز خوشحال باش که میلیون ها مخاطب داری و صدالبته که برآوردن سلیقه و توقع همه ی آنها محال است . اما تو با هنری که به خرج داده ای حتی منتقدانت را هم پای برنامه ات می نشانی .

کسی که از تو انتقاد می کند وقت گذاشته و برنامه ات را مو به مو تماشا کرده . این پیروزی بزرگی است. نمی توانیم کتمان کنیم که در این آوردگاه بزرگ فرهنگی تو و دوستانت کاری کرده اید که مردم ساعتی از رسانه های مجهول به سمت رسانه خودمان جذب شوند. مگر این دستاورد کمی است ؟

کسی که تو را به دستمزد میلیاردی متهم می کند دستاویز دیگری پیدا نکرده . نتوانسته به هنرت ایراد بگیرد پس به جیبت حمله کرده! هر چند که شخصا معتقدم که مردم این روزها به خندیدن بیشتر احتیاج دارند؛ اما نمی توانم انکار کنم که تو با همین ترفند "احساس" میلیون ها دختر و پسر جوان را متوجه کرامت های دینی و انسانی کرده ای . کاری که آرزوی خیلی هاست.

مگر مردم نجیب ما از رسانه ملی چه توقعی دارند؟ جز همین صداقت؟ جز همین انسانیت؟ حالا که به مدد نگاه پاک و نجیب مردم و دعای خیرشان به اوج رسیده ای در اوج هم بمان. نگاه به برخی موانع ریز ارتفاع تماشا را کوتاه می کند . نمی‌گویم که منتقدانت را ندیده بگیر . اصلا . اتفاقا دست منتقد را باید بوسید . اما کسی که بهتان می زند و دروغ می بافد که دیگر منتقد نیست . جدای از نقدهای منصفانه مطمئن باش که میلیون ها مخاطب تحسینت می کنند . من هم یکی از آنها . شاد باشی.
 
«ماه عسل‌» رسماً توبیخ شد +متن نامه تذکر
 
در پی حاشیه‌های پیش‌آمده برای دو برنامه «ماه عسل»، علی‌اصغر پورمحمدی - معاون سیما - در نامه‌ای به شبکه سه تذکر داد و خواستار توبیخ عوامل انتخاب میهمان‌های دو برنامه یادشده شد.
 
خبرگزاری ایسنا: در متن نامه پورمحمدی به مدیر شبکه سه که عنوان «توبیخ ماه عسل، تذکر به شبکه سه» در بالای آن درج شده، آمده است:

«جناب آقای سیدغلامرضا میرحسینی

مدیر محترم شبکه سه سیما

با سلام و‌ آرزوی موفقیت

برنامه ماه عسل از برنامه‌های معنوی‌، تاثیرگذار و پرمخاطب رسانه ملی در ماه مبارک رمضان محسوب می‌شود که دست‌اندرکاران آن توانسته‌اند با تلاش چندساله اوقات خوبی را برای مردم عزیز ایران بخصوص روزه‌داران مومن فراهم کنند. اما امسال علی‌رغم جدیت جنابعالی و گروه برنامه‌ساز برای افزایش کیفیت و محتوای این برنامه و توجه ویژه‌ به انتخاب بهتر سوژه‌ها و میهمانان مناسب که نسبت به سال‌های گذشته از جذابیت و تاثیر بیش‌تری برخوردارند، متاسفانه دو برنامه و دو انتخاب غلط در ماه عسل امسال از شیرینی و شهد این زحمات کاسته است و موضوعات و مفاهیمی مطرح شده است که نه در ماه عسل که در هیچ‌یک از برنامه‌های دیگر سیما نیز جایی ندارند.

از آن‌جا که تکرار این‌گونه اشتباهات قابل اغماض نیست‌، با تذکر به جنابعالی، لازم است ضمن توبیخ عوامل آن انتخاب غلط، به نظارت موثر بر تصحیح‌، ارتقا و ادامه مسیر خوش‌سابقه این برنامه اهتمام کنید.»

برنامه «ماه عسل» با تهیه‌کنندگی و اجرای احسان علیخانی قبل از افطار از شبکه سه سیما پخش می‌شود. امسال حضور برخی میهمان‌ها در این برنامه با حاشیه‌ها و انتقادهایی همراه شده است.

اظهارات علیخانی پس از تذکر معاون سیما  
خبرگزاری ایسنا: احسان علیخانی پس از اینکه برنامه‌اش از سوی معاون سیما مورد تذکر واقع شد، در برنامه جمعه‌ شب «ماه عسل» درباره‌ی حاشیه‌ها و انتقادهای اخیر نسبت به این برنامه صحبت کرد.

سازنده ویژه برنامه افطار شبکه سه (ماه عسل) در برنامه روز گذشته (12 تیر ماه) چند تن از جانبازان جنگ را به برنامه خود دعوت کرده بود.

او در پاسخ به اظهارات یکی از مهمانان مبنی بر اینکه برخی نان در درد مردم می‌زنند و می‌خورند‌، گفت: می‌دانم اگر بخواهم در این باره صحبتی کنم، سوء استفاده از مردم است اما اجازه می‌خواهم صحبت کنم.

علیخانی سپس به توضیح این مطلب پرداخت که در طول سال هیچ کاری انجام نمی‌دهد، برنامه دیگری نمی‌سازد و کل سال به فکر برنامه‌ای است که قرار است در ماه رمضان اجرا کند.

مجری و تهیه‌کننده ماه عسل سپس تصریح کرد: تمام پولی که من از این برنامه در یک ماه درمی‌آورم، 45 میلیون تومان است. حتی کت و شلواری هم که با آن جلوی دوربین حاضر می‌شوم را با پول خودم می‌خرم و این طور نیست که مدیر شبکه هزینه‌ی آن را برایم کارت به کارت کند.

علیخانی افزود: 35 روز است که خانواده‌ام را ندیده‌ام و شب‌ها روی کاناپه می‌خوابم. به خدا تمام مهره‌های گردن و کمرم درد می‌کند فقط به عشق آنکه صندلی برنامه را به مردم بدهم تا از دردشان بگویند. چون دلم می‌خواهد برای این مردم کاری که از دستم بر می‌آید را انجام دهم. هر روز دغدغه اینکه مهمانان به برنامه برسند را داریم. یا باید دوستانمان را فرودگاه بفرستیم یا ترمینال و یا ایستگاه راه آهن تا مهمانان برنامه را به موقع به استودیو بیاورند.

سازنده برنامه «ماه عسل» گفت: مگر می‌شود خطایی نداشته باشیم؟! من هم قبول دارم که برنامه ما کاستی‌هایی داشته است و این امری طبیعی است. به قول محسن تنابنده که می‌گفت: وقتی برنامه‌ای را من ساخته‌ام به مادرم چکار دارند؟!

او اضافه کرد: جایی خواندم که نوشته‌اند دست کثیفت را از سر کودکی که به برنامه‌ات آوردی بردار! دست من کثیف اما شماها که مدعی دست‌های پاک را دارید، چرا کاری نمی‌کنید؟!

در پی حاشیه‌های پیش‌آمده برای دو برنامه «ماه عسل»، علی‌اصغر پورمحمدی - معاون سیما - در نامه‌ای به شبکه سه تذکر داد و خواستار توبیخ عوامل انتخاب مهمان‌های دو برنامه یادشده شد.
 
تشکر ویژه از احسان علیخانی پس از تذکر
 
در پی پخش وی‍ژه برنامه «ماه عسل» و دعوت از مهمان قرآن پژوه ایرانی متولد آمریکا در این برنامه، معاونت سیما از عوامل ماه عسل تشکر و قدردانی کرد.
 
خبرگزاری تسنیم: علی‌اصغر پورمحمدی از موضوع برنامه «ماه عسل» و دعوت از قرآن‌پژوه ایرانی ساکن آمریکا قدردانی کرد و آن را برای جوانان و کسانی که خواهان مهاجرات به کشور های غربی هستند مفید عنوان کرد.

در برنامه «ماه عسل»، محمد عرب 47 ساله دعوت شد که از کودکی در آمریکا زندگی کرده است و بر اثر یک اتفاق ساده به قرآن و قرآن‌پژوهی روی آورد.

پورمحمدی گفت: این ویژه برنامه افطار، یازده سال قبل در زمانی که من مدیر شبکه سه سیما بودم آغاز شد و از نظر محتوا و شکل با سایر برنامه های ویژه افطار متفاوت بود.

به گفته وی، «ماه عسل» تاکنون فراز و فرودهای متعددی را پشت سر گذاشته و پس از آزمایش و خطاهای زیادی به پختگی لازم رسیده است.

پورمحمدی افزود: به همین علت ما از عوامل این برنامه توقع زیادی داریم و امیدواریم هرسال بر غنای آن اضافه شود.

هفته پیش خبر توبیخ عوامل «ماه عسل» به دلیل آنچه 2 انتخاب ناشایست خوانده شد از سوی پورمحمدی، جنجالی در رسانه‌ها به وجود آورد.



پیشنهاد عجیب علیخانی در «ماه عسل»
 
باشگاه خبرنگاران جوان: در هجدهمین روز از ماه مبارک رمضان  برگ دیگری از «ماه عسل» ورق خورد.

علیخانی پس از شروع همیشگی برنامه به سراغ مهمانان رفت تا شنونده ی قصه ی آنها باشد.

محمد و همسرش در شب هجدهم مهمان «ماه عسل» شدند تا روایتگر بخشی از زندگی خود باشند.

محمد که متولد ١٣۴۶بود از سن چهارده سالگی به همراه خواهر بزرگترش به کشور آمریکا می روند و نزد عموی خود زندگی می کنند،بعد از گذشت چند سال خانه ای اجاره می کنند و به طور مستقل زندگی در آمریکا را ادامه می دهند. علیخانی هنگامی که محمد عنوان کرد در خانه ای مستقل زندگی را آغاز کردیم با شیطنت خاصی به مهمان گفت: حتما گفتی شرایط هر کاری فراهم است برویم مستقل زندگی کنیم؟ محمد در پاسخ به او افزود :شما می خواهید از زیر زبان من یک چیزایی بیرون بکشی که من جلوی همسرم نمی توانم بگویم.

محمد در امریکا تحصیلاتش را ادامه می دهد و در همان حال کار هم می کند و پس از مدتی موفق به تاسیس یک کمپانی می شود و شرایط مالی خوبی برای او رقم می خورد. محمد در کنار کار و تحصیل به تفریحات ناسالمی چون مشروبات الکلی  و پارتی های شبانه می پرداخته، زمانی که محمد در حال بازگو کردن این بخش از زندگی اش بود، علیخانی با حالت مزاح گفت: جاهایی از قصه ات را بازگو کن که همسرت ناراحت نشود. محمد رو به علیخانی افزود: اگر شب من را خانه راه نداد من به خانه ی شما می آیم.

محمد در ادامه اظهار داشت:آخر هفته هایم را در مکان های ناسالم سپری می کردم، این شرایط برای خانواده ام عادی بود و مخالفتی نداشتند. علیخانی با اشاره به همسر محمد بیان کرد: خانمت داره چپ چپ نگاهت می کند.

علیخانی از همسرش پرسید هیچ کدام از این مطالب را نشنیده بودید ؟ که او پاسخ داد تا این حد را نه.

محمد به علیخانی گفت: شما مواظب باشید همسرم  چیزی سمت من پرتاب نکند. همسرش گفت: اینجا چیزی برای پرتاب کردن وجود ندارد، علیخانی که شیطنتش گل کرده بود، در حالت مزاح به همسر محمد پیشنهاد داد که از روی صندلی بلند شود و با صندلی محمد را بزند.

در ادامه، محمد روزی قصد رفتن به کارناوال برزیل را داشته که هنگام رفتن به سفر خواهرش او را از زیر قرآن سبز رنگی رد می کند. محمد قرآن را با خود می برد و زمانی که به کشور برزیل می رسد تا خود را برای رفتن به فسادترین مراسم برزیل آماده کند، هنگام استراحت کتاب قرآن را با معنی فارسی آن مطالعه  می کند که ناگهان آیات قران به مانند پتکی بر قلب او فرو می رود و دچار یک سرگشتگی و پریشان حالی می شود و دیگر به آن مراسم فساد نمی رود و از آنجا راهی جنگل های آمازون می شود و در این حین قرآن را می خواند و پس از یک ماه زندگی در جنگل های آمازون به آمریکا بازمی گردد و شروع به روزه گرفتن و نماز خواندن می کند و از آن زندگی و تفریحاتش فاصله می گیرد، بعد از آن به سفر حج می رود و پس از بازگشت، در لس آنجلس در جلسات آشنایی با امام حسین (ع) شرکت می کند و راه خود را پیدا می کند و در آنجا هم با همسرش که از سه سالگی در آمریکا زندگی می کرده آشنا می شود.

محمد در پایان در خصوص مسلمان شدنش گفت: خداوند ابله ها را دوست دارد، من تولد دوباره پیدا کردم.

روایت قصه ی زندگی محمد به قدری جذاب بود که «ماه عسل» دقایق پایانی نزدیک به اذان به پایان رسید.

بنابراین قاب کهکشانی «ماه عسل» با روایت قصه ای ناب و جذاب بسته شد.
 
چرا ماه عسل دست از سرمان بر نمی دارد؟
 
در اولین فرصت ممکن روی دیوار فیس بوک یا توییترمان، در پیغام های گروهی یا هرجای دیگری تنفرمان را از «احسان علیخانی» و «ماه عسل» ابراز می کنیم. ما «ماه عسل» را دوست نداریم از احسان علیخانی بیزاریم، به نظرمان از ساعت های نزدیک به افطار سوءاستفاده می کند.
 

مجله روشن - محبوبه آب برین: توی صف بلند پشت صندوق ایستاده ایم و سبد خریدمان را پر کرده ایم. از خیلی چیزها دو یا سه تا برداشته ایم. وقتی خریدها را روی پیشخوان می گذاریم و نوار نقاله آن ها را به سمت خودش می کشد، خیلی چیزها را می بینیم که نمی خواستیم و حالا خریده ایم. خیلی وقت ها از «شهروند»، «هایپراستار» یا هر فروشگاه زنجیره ای بزرگ دیگری که به خانه بر می گردیم به خودمان قول می دهیم بار آخرمان باشد. به خصوص وقتی رقم فاکتور، حسابی به کارت مان فشار آورده باشد. اما بار آخری در کار نخواهدبود.

چرا ماه عسل دست از سرمان بر نمی دارد؟

گریه حضار!


در اولین فرصت ممکن روی دیوار فیس بوک یا توییترمان، در پیغام های گروهی یا هرجای دیگری تنفرمان را از «احسان علیخانی» و «ماه عسل» ابراز می کنیم. ما «ماه عسل» را دوست نداریم از احسان علیخانی بیزاریم، به نظرمان از ساعت های نزدیک به افطار سوءاستفاده می کند، از احساسات مردم سوءاستفاده می کند و با قلقلک دادن و گاه خدشه دار کردن احساسات بینندگان، برنامه اش را می گرداند. اخیرا فهمیده ایم که برای همین کار پول زیادی هم به جیب می زند، پس همه چیز برای مان روشن است. تزریق بدبختی، بغض و گریه در ماه رمضان و نمایشی بزرگ از بیچارگی و درماندگی، ماده تشکیل دهنده برنامه او هستند. اما ما هم چنان ماه عسل را نگاه می کنیم!

اولین پاسخ هر فرد معتاد به این سوال که علت روی آوردنش به اعتیاد چه بود؟ «کنجکاوی» است. اشتیاق به تجربه کردن. همه ما به خوبی می دانیم در ماه عسل چه خبر است، می دانیم قرار است بار دیگر داستان زندگی آدم های عادی ما را به گریه بیندازد یا هیجان زده مان کند. اما می خواهیم ببینیم، میل به دانستن یک داستان جدید دیگر، میل به دیدن دیگری (عموما آسیب دیده) به ما لذت می دهد. دیدن این که آدم های دیگر چه قدر وضع بدتری از ما دارند خود به خود احساس لذت دارد. هم زمان با احساس ترحم، ما اعتماد به نفس به دست می آوریم و فکر می کنیم چه خوب که مثل «او» نیستیم. این که دیدن بدبختی دیگری به ما اعتماد به نفس می دهد. به این معنی نیست که ما هیولاهایی بی احساس هستیم.

وقتی بدبختی از قاب تلویزیون تعریف می شود و با ا فاصله ای معنادار دارد، هم چنان تصویری دور و غیرقابل دسترس است. تلویزیون قراردادی است برای نمایش تصویری از واقعیت نه خود آن. مخاطب عادت دارد از این دریچه، روایتی بازسازی شده از واقعیت را ببیند. همین قرارداد آغازین در ذهن ما تبدیل به ویژگی ای تسری یافته می شود. احسان علیخانی با آدم هایی عادی حرف می زند و داستان های زندگی آن ها را بی پرده جلوی دوربین تعریف می کند- دخالت های روایی و نوع اجرای برنامه را در نظر نگیریم- ما نظاره گر تصویری از واقعیت های عموما تلخ زندگی هستیم که در قرارداد ذهنی ما بازسازی شده اند. ذهن ما به طور ناخودآگاه آن حجم از مصیبت و بدبختی روایت شده را در قیاس با زندگی که تجربه می کنیم قرار داده و از این رو نوعی احساس رضایت را به همراه می آورد.

چرا ماه عسل دست از سرمان بر نمی دارد؟

چرا ماه عسل بر سر زبان ها می افتد؟


هجوم لطیفه های قومیتی و مخالفت با آن، لطیفه های جنسیتی و مخالفان آن، طنز کردن جملات بزرگان و هزاران محتوای دیگری که در طول این سال ها توسط ما در شبکه های اجتماعی تولید شده سر منشا در زندگی اجتماعی مان و عمدتا در چیزهایی دارد که از آن رنج می بریم. ما از رنج های مان لطیفه می سازیم تا شاید فراموش شان کنیم. اما هر متن و هر محتوای اجتماعی زمانی کوتاه دارد. موج های کوتاهی که به سرعت با موج جدیدی جا عوض می کنند.

برنامه ماه عسل خود به خود می تواند منبعی برای تولید همین نوع محتوا باشد. این برنامه قابلیت این را داشته که در سال های گذشته صفحات بسیاری را در فضای مجازی به خود اختصاص دهد که عمدتا توسط مخالفان احسان علیخانی اداره می شوند. اما همین صفحات هم نیاز به تولید محتوا دارند. چه طور امکان دارد بدون دیدن ماه عسل علیه آن نوشت. چه طور می شود دانست آخرین به اصطلاح «سوژه» چه بوده است. برای مخالفت هم نیاز به همراهی هست و شاید یکی از علت هایی که هنوز خیلی از ما ماه عسل را می بینیم همین نیاز به تولید محتواست.

دور تسلسل باطل

ما شاید هیچ وقت نتوانیم به قول خرید نکردن مان از فروشگاه های بزرگ عمل کنیم، چون خودمان ساختیمش و از خرید از آن ها لذت می بریم. چون اساس به این جور خرید عادت کرده ایم. ما به قاب تلویزیون عادت کرده ایم. به هیجان دیدن چند سوژه عجیب، دردآور، غصه دار و مجنون از این قاب، ما نمی توانیم از چرخه های اجتماعی امروزی جا بمانیم. لزوم حضور و دیده شدن در این چرخه های مجازی، تولید محتوا و تشخیص محتوای پرمخاطب است. همه چیز شبیه چرخه ای است که از خود ما شروع می شود. احسان علیخانی و ماه عسل نیز بخشی از خود ما هستند که ناچار سالی یک بار به ما بر می گردند.
 

آرامش پس از طوفان در «ماه عسل»
 
بیستمین روز از ماه مبارک رمضان، «ماه عسل» با حضور خانواده یکی از شهدای غواص آرامشی را در میان مخاطبانش در لحظه افطار ایجاد کند.
 
باشگاه خبرنگاران جوان: شب گذشته در بیستمین روز از ماه مبارک رمضان، «ماه عسل» در لحظات ناب افطار مهمان خانه های روزه داران شد.

علیخانی پس از سلام به روی مخاطبان همیشگی اش گفت: از آغاز پخش «ماه عسل» ٩۴ پیگیر موضوع مهمی بودیم که زمان زیادی از آن نگذشته و روایت آشنایی برای مردم این سرزمین است که به واسطه ی آن غوغایی به پاشد. بنابراین خداروشاکرم که این  رویداد در چنین شبی در قاب «ماه عسل» اتفاق می افتد.

پس از پخش آیتم روز گذشته، علیخانی بیان کرد: اوایل برنامه امسال ما از یک قهرمان هشت ساله به نام عقیل حرف زدیم که البته آن برنامه با کلی حاشیه همراه شد اما با لطف و محبت خداوند ماجرایی اتفاق افتاد که بابت آن باید در برنامه رجز بخوانیم چراکه هنوز ماجرای پهلوانی در کشور ما زنده است یک هدیه از امیرالمونین (ع) گرفتیم ، آن هدیه این بود که ٢٧٠هزار کودک  در سرزمین ما شناسایی شدند که زندگی شبیه عقیل دارند، از امروز آرزو کردیم که تا عیدفطر حامیانی برای این کودکان پیدا شود به همین منظور در روزهای آتی سامانه کمک رسانی در جهت حمایت از این کودکان را اعلام خواهیم کرد، لطفا در این بین ما را هم دعا کنید.

علیخانی پس از ورود به صحنه ی «ماه عسل» عنوان کرد: اولین خانواده شهدای غواص شناسایی شدند و ما امروز افتخار میزبانی آنها را داریم.

در ابتدا دو تن از همرزمان شهید سید جلیل ورکی شهدای خط شکن غواص مهمان «ماه عسل» بودند و این دو همرزم نحوه ی عملیات کربلای ۴ و همچنین شهادت مظلومانه و اسارت شهدای غواص را روایت کردند.

پس از  پخش آیتمی از تشیع پیکر ١٧۵شهید غواص خط شکن مادر، همسر، خواهر، برادر به همراه دو فرزند شهید سید جلیل میری ورکی در قاب کهکشانی «ماه عسل» حضور یافتند.

شهید سید جلیل ورکی در سال ١٣۶٠ازدواج می کند و زمانی که فرزند اولش ٢سال داشته و همچنین همسرش دومین فرزندشان را باردار بوده به جبهه می رود و در سال ۶۵ در عملیات کربلای  ۴ به درجه رفیع شهادت نائل می شود.

پسر شهید در خصوص شناسایی هویت پدرش پس از ٢٩سال عنوان کرد: تنها ٢سالم بود که پدرم شهید شد قبل از این معنی پدر را نمی فهمیدم  ولی هم اکنون این حس برایم زیباست.

دختر این شهید هم اضافه کرد: لذت پدر داشتن را الان حس م
/ 0 نظر / 15 بازدید