علت طلاق سحر قریشی از زبان همسرش

 

ایشون آقاى بدلکار هستن در نقش سحر خانوم از این ساعت بنده لباسهاى عزیزمو به ایشون تحویل میدم و میرم خونه براى استراحت دوستون دارم شبتون بخیر

 



 

  با این روندی که سحر قریشی پیش گرفته است، چند ماه دیگر رقیبی جدی برای لیدی گاگا خواهد شد!



 

یو هاهاهاهاااااا من لولو شدَم





کودکی سحر قریشی



برادر ومادر سحر قریشی





تصاویری از نیوشا ضیغمی در مسکو
 
تصاویری از جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه را مشاهده می کنید.
 
(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه

(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه

(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه

(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه

(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه

(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه

(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه

(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه

(تصاویر) جدید ترین عکس های نیوشا ضیغمی در مسکو روسیه
سفر اسپانیا




لادن طباطبایی: خداحافظی ام واقعی بود!
 


مجله خانواده سبز - الهام حسینی: لادن طباطبایی وقتی سه سال قبل اعلام کرد که از دنیای بازیگری خداحافظی کرده، و قصد دارد تمرکزش را روی دنیای شخصی و وظیفه مادرانه اش بگذارد بسیاری از این تصمیم او تعجب کردند و آن را رفتاری احساسی دانستند اما او در نوروز امسال پرده از راز زندگی شخصی اش برداشت و اعلام کرد ابتلای دخترش به بیماری اوتیسم باعث شده که تصمیم بگیرد با تمرکز بیشتری به نگهداری از دخترش بپردازد.

بانو طباطبایی بسیار واقع بینانه با این موضوع برخورد کرد و به جای این که سعی در پنهان کردن این مسئله داشته باشند، تصمیم گرفت تا گامی در جهت آگاهی مردم پیرامون این بیماری بردارد. صحبت های صریح و با آگاهی ایشان در مورد این بیماری باعث شد تا توجه بسیاری به این بیماری جلب شود. با لادن طباطبایی درباره وظیفه مادری اش، دوری از بازیگری و فعالیتش در مورد آگاهی افراد نسبت به بیماری اوتیسم به گفتگو پرداختیم. با ما همراه شوید.

لادن طباطبایی: 18 سالگی مادر شدم

لادن خانوم در نهم اردیبهشت به دنیا آمده است. فارغ التحصیل دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته بازیگری است. او که مدتی است از بازیگری فاصله گرفته می گوید: «بازیگری کار من نبود، عشق من بود، من در زمان بازیگری اصلا دنبال چهره شدن و پولدار شدن نبودم.»

چرا از بازیگری خداحافظی کردم

همانطور که در جریان هستید، سه سال قبل اعلام کردم که به دلیل شرایط موجود در سینما و تلویزیون ترجیح می دهم که از این عرصه خداحافظی کنم و به وظیفه مادری ام بپردازم. این روزها مشغول نگهداری از دخترم هستم. مراقبت از او وقت زیادی را از من می گیرد، اما انجام وظیفه مادری برای من بسیار لذت بخش و شیرین تر از کار در شرایط استرس زا است.

لادن طباطبایی: 18 سالگی مادر شدم

خیلی زود مادر شدم


من متولد سال 1349هستم و به زودی وارد چهل و پنج سالگی می شوم، بیشتر زنانی که در سن و سال من قرار دارند تجربه ازدواج زودهنگام و بچه دار شدن را دارند، من هم در سن بسیار کم ازدواج کردم و زمانی که تنها هجده سال داشتم صاحب فرزند شدم. به همین خاطر اختلاف سنی من و پسرم بسیار کم است و بیشتر از آن که شکل مادر و فرزندی داشته باشد، شبیه دو رفیق است.

دوست داشت دکتر شود

پسرم دانشجوی ترم آخر رشته داروسازی است. سال ها قبل، وقتی یک کودک پنج ساله بود به او پیشنهاد دادم تا بازیگری را تجربه کند و او هم پذیرفت، اما وقتی نقشش در آن اثر تمام شد، به من گفت که ترجیح می دهد از بازیگری فاصله بگیرد و دکتر شود!! به نظر او، حرفه بازیگری کار سختی بود، خوشبختانه او در مسیر آرزوهایش گام برداشت و به زودی مدرک دکتری اش را در رشته داروسازی می گیرد.

لادن طباطبایی: 18 سالگی مادر شدم

دخترم را با افتخار به همه جا می برم


هفت سال قبل من برای بار دوم طعم شیرین مادر شدن را چشیدم، و خدا دختری به اسم سها به من داد، اوایل متوجه نشدم دخترم مبتلا به بیماری اوتیسم است، اما بعد از گذشت مدتی، پی به این ماجرا بردم. به همین خاطر سعی کردم بیش از هرچیزی اطلاعاتم را در مورد این بیماری بالا ببرم، تا با این کار بتوانم شرایط را برای دخترم هموارتر کنم. هم پس از گذشت مدتی، تصمیم گرفتم اطلاعاتی را که پیرامون این بیماری به دست آوردم، را در اختیار سایرین قرار دهم. بعضی ها به من می گویند چرا همه جا از بیماری دخترت صحبت می کنی و سعی در معرفی «اوتیسم» داری. واقعیت این است که من اوتیسم سها را نوعی نقص نمی بینم، بلکه معتقدم شرایط او نسبت به سایرین متفاوت است و این تفاوت نباید دلیل بر این شود که من او را پنهان کنم.

تفاوت پسر و دخترم

سها نقطه کاملا مخالف پسرم است و احساساتش را بیرون نمی ریزد. حتی دلتنگی و ناراحتی اش متفاوت است. او هنوز صحبت نمی کند. حرف نزدنش هم، از زمانی تشدید شد که احساس کرد توجه همه را جلب می کند، پس بیشتر مقاومت کرد. فهمید که مرکز توجه است و با حرف نزدن می تواند آوانس بگیرد و این رفتار به عادت تبدیل شد. حالا دیگر ترک آن عادت سخت است ولی امکان پذیر است، من در کل، در مورد بچه هایم و عزیزانم عادت دارم، آنها را همان طور که هستند می پذیرم و ارتباط را به امید این که طرف مقابل تغییر می کند ادامه نمی دهم.

لادن طباطبایی: 18 سالگی مادر شدم

دلتنگی ام از بازیگری طبیعی است


من عمری را در عرصه بازیگری سپری کردم و طبیعی است که طی این مدت، دلم برای این کار تنگ شود، اما این دلتنگی اصلا به معنای بازگشتم به این حرفه نیست. وقتی می خواستم از بازیگری خداحافظی کنم تمام شرایطی که وجود داشت را با دقت ارزیابی کردم و سپس تصمیم خود را به شکل علنی اعلام کردم، به همین خاطر به این تصمیمی که گرفتم احترام می گذارم و پای آن می ایستم. متاسفانه طی سال های اخیر شرایط سینما و تلویزیون ما تغییرات زیادی کرده و حاشیه پررنگ تر از اصل شده است و خب این موضوع برای بازیگری نظیر من، که صرفا به دنبال آرامش است، قابل تامل و گذشت نبوده و نیست.

خداحافظی ام از عرصه بازیگری واقعی بود

بعضی ها از من می پرسند که اگر پیشنهاد خوبی برای بازی داشته باشی، برای حضور در این عرصه وسوسه می شوی و پاسخ من به آنها «نه» است. چون خداحافظی ام از عرصه بازیگری واقعی بود. من برای جلب توجه یا استراحت از این حرفه کناره گیری نکردم که بخواهم دوباره به واسطه یک پیشنهاد خوب به آن بازگردم.

لادن طباطبایی: 18 سالگی مادر شدم

آگاهی مردم نسبت به اوتیسم مهم است


آگاهی مردم نسبت به بیماری اوتیسم بسیار مهم است و همه تلاشم را به کار بستم تا اطلاعات مردم نسبت به این بیماری بیشتر شود. متاسفانه آگاهی در جامعه ما خیلی پایین است و اغلب خانواده ها نمی دانند فرزندشان به این بیماری مبتلاست در حالی که اغلب دولت ها و کشورهای پیشرفته روی این بیماری تمرکز کرده اند. فراموش نکنید افرادی که مبتلا به بیماری اوتیسم هستند می توانند پیشرفت های چشمگیری را داشته باشند و حتی به یک نخبه تبدیل شوند.

لادن طباطبایی: 18 سالگی مادر شدم


فقیهه سلطانی: عشق یعنی همین
 
با فقیهه سلطانی که مدتی است ازدواجش با جلال امیدیان کاپیتان سابق تیم ذوب آهن اصفهان را رسانه ای کرده است، درباره این روزهایش و عشقی که برایش اتفاق افتاده، گفت وگو کردیم.
 


هفته نامه تماشاگران امروز - فاطمه پاقلعه نژاد: متولد 1353 و فارغ التحصیل رشته ادبیات نمایشی از دانشگاه آزاد است و بازیگری را با بازی در فیلم روسری آبی ساخته رخشان بنی اعتماد شروع کرده. با فقیهه سلطانی که مدتی است ازدواجش با جلال امیدیان کاپیتان سابق تیم ذوب آهن اصفهان را رسانه ای کرده است، درباره این روزهایش و عشقی که برایش اتفاق افتاده، گفت وگو کردیم.

 عشقی که برای او اتفاق افتاد و در مورد آن در صفحه اجتماعی اش اینطور نوشت: «درست وقتی که فکر می کنی انقدر آدم سختی هستی که هیچ کس نمی تونه خالی قلبت رو پر کنه... زمانی که سعی می کنی به تنهایی هات فکر نکنی... وقتی اصلا انتظارش رو نداری... یکی از راه می رسه. یکی که هرچی سعی می کنی ازش ایراد بگیری، نمی تونی... یکی که با مهربونی هاش خجالتت میده و با صبرش بهت درس بزرگی و عشق و احترام میده... وقتی به خودت میایی، که می بینی شده همه زندگیت... اون وقته که روی گل تنهایی رو می بوسی و برای همیشه میذاریش کنار...»

فقیهه سلطانی: عشق یعنی همین!

از همان اول قصه تعریف کنید. آقای امیدیان را اولین بار کجا دیدی؟

دوست من مهسا مهجور، بازیگر خوب تئاتر که هم من و هم آقای امیدیان را می شناخت، برای آشنایی ما یک طرح ریخته بود و ما در جریان برنامه ریزی ایشان، در یک خیریه با هم دیدار کردیم و همان جا این کششی که باید ایجاد می شد، ایجاد شد؛ یعنی محبت در نگاه اول اتفاق افتاد.

پس به عشق در نگاه اول اعتقاد دارید؟

خیلی به این قضیه اعتقاد دارم؛ البته عشق که نمی شود گفت، منظورم یک جذابیتی است که یک آدمی در نگاه اول به دلت بنشیند یا نه، وگرنه عشق خیلی عمیق تر از این حرف هاست که با یک نگاه اتفاق بیفتد ولی این اتفاق که یک نفر در نگاه اول به دلت بنشیند، برای من افتاد.

چقدر طول کشید تا ایشان از شما خواستگاری کردند؟

ایشان در همان اولین دیدار گفتند قصد ازدواج دارند. البته اگر منظورتان از خواستگاری های سورپرایزی و... باشد، ماجرای ازدواج ما آشنایی طولانی مدت نداشت که بخواهد خواستگاری حالت سورپرایزی داشته باشد و این مساله در آشنایی های طولانی مدت اتفاق می افتد. به نظرم اصلا در فرهنگ ایرانی چنین چیزی وجود ندارد و بیشتر مختص اروپایی هاست. در ایران متفاوت است، چون دو طرف از اول قصد ازدواج دارند، بنابراین فکر نمی کنم هیچ دختری در ایران سورپرایز شود، چون هیچ دختر ایرانی حاضر نیست وارد رابطه ای شود که آینده ای نداشته باشد و این حرف های ازدواج سپید و... همه الکی و موقتی است و اصلا با فرهنگ ما نمی خواند. اصلا فکر می کنم همه آدم ها به طور غریزی به سمت ازدواج گرایش دارند و ربطی به فرهنگ ایران هم ندارد. من نمی توانم در مورد پسرها حکم بدهم، ولی این را می دانم که حداقل هیچ دختر ایرانی حاضر نیست وارد یک رابطه بدون آینده شود.

اگر بخواهید به گذشته برگردید، فکر می کردید با یک فوتبالیست ازدواج کنید؟

نمی گویم به ازدواج فکر نمی کردم، ولی ازدواج با یک فوتبالیست، واقعا برایم غیرمنتظره بود؛ چون اصلا فوتبال نمی بینم؛ البته دوست دارم فوتبال بازی کنم، ولی همیشه به کسانی که فوتبال می بینند، می خندم. اما الان نمی توان به جلال چیزی بگویم، چون حرفه اش این است.

فقیهه سلطانی: عشق یعنی همین!

پس احتمالا سر کنترل تلویزیون با هم به مشکل می خورید؟

آره حتما (خنده) ولی خب من به علاقه او احترام می گذارم. ولی فکر کنید، من فیلم می بینم، جلال فوتبال!

زیر یک سقف رفته اید؟

عقد کرده ایم و داریم خانه مان را آماده می کنیم.

ورزشکارها رژیم غذایی مخصوص دارند، این مسله کار شما را سخت می کند.

من خودم هم اهل ورزش هستم. هنرمندها و بازیگرها هم نمی توانند هرچیزی را به عنوان مواد غذایی مصرف کنند. البته من رژیم خاصی ندارم. ولی این یک عادت است که خیلی سال است فقط مواد غذایی مفید استفاده می کنم.

سفر کاری هم هر دو زیاد دارید؟

بله هر دو به خاطر نوع کارمان سفرهای زیادی داریم و اگر جلال وارد سیستم کاری مربی گری شود، قطعا سفرهایش از این هم بیشتر خواهدشد.

مشکلی با این ماجرا ندارید؟

نه، چه مشکلی؟ آن اصل ماجرا که باشد، بقیه چیزها حل می شود. من آرزو می کنم همه آدم ها یک روزی عشق واقعی شان را پیدا کنند. خیلی آدم ها هستند که از ته دل آنها را می خواهی، ولی آنها قسمت تو نیستند و شاید حتی بعدا با آنها به مشکل بخوری یا برایت دردسر درست کنند. اما اگر به خدا توکل کنی، مطمئنا بهترین اتفاق ها برایت رقم می خورد و این همان حس خوشبختی است.
 

سادگی و دیگر هیچ
عمه فهیمه از نحوه ورودش به سریال پایتخت می گوید
 
خودش هم فکر نمی‌کرد روزی جزو خانواده معمولی شده، به یکی از بازیگران سریال پایتخت بدل شود، می‌گوید وقتی این سریال از تلویزیون پخش می‌شد، مخاطب این اثر بود و جذب صداقت و سادگی پایتختی‌ها شده بود.
 

مجله زندگی ایده آل: خودش هم فکر نمی‌کرد روزی جزو خانواده معمولی شده،  به یکی از بازیگران سریال پایتخت بدل شود، می‌گوید وقتی این سریال از تلویزیون پخش می‌شد، مخاطب این اثر بود و جذب صداقت و سادگی پایتختی‌ها شده بود و زمانی که از او برای بازی در سری دوم پایتخت دعوت شد، حسابی هیجان‌زده شده و تمام تلاشش را به کار بست تا خواهر شایسته‌ای برای نقی باشد. نسرین نصرتی، بازیگر کم‌کار تئاتر و تلویزیون این روزها در حال بازی در سری چهارم این مجموعه است و امید دارد تلاش‌های شبانه روزی‌شان نتیجه دهد و این اثر با استقبال مخاطبان مواجه شود.

جذب صداقت پایتختی‌ها  شدم

وقتی سری اول سریال پایتخت پخش شد من هم به‌عنوان یک مخاطب این سریال را دنبال می‌کردم و به طرز عجیبی درگیر شخصیت و قصه این اثر شدم. صداقتی که در رابطه این افراد وجود داشت برایم بسیار جالب و خوشایند آمد، به‌گونه‌ای که خودم را درون آن رابطه حس می‌کردم. با وجود اینکه بسیاری از بازیگران این سریال را می‌شناختم اما آنها را در قالب نقش‌شان کاملا باور کرده بودم. وقتی به من پیشنهاد شد در سری دوم این مجموعه بازی کنم از این پیشنهاد واقعا هیجان‌زده شدم چراکه برایم بسیار شیرین بودم که خودم را جزوی از خانواده معمولی حس کنم.

نسرین نصرتی از نحوه ورودش به بازیگری و سریال پایتخت می گوید

بازی در نقش یک زن معمولی

 فهیمه زنی از خانواده معمولی جامعه است. به همین خاطر در حین بازی در این نقش تلاشم بر این بود که این کاراکتر را واقعی و بدون هرگونه تکنیک خاصی به نمایش بگذارم. دوست داشتم سادگی و در عین حال سیاست زنانه او به خوبی به مخاطب منتقل شود. از طرفی تلاشم بر این بود که جلوه‌ای از خصوصیات نقی و بهبود هم در شخصیت او نمایان باشد.

استرس لهجه فهیمه را داشتم

وقتی به مجموعه پایتخت اضافه شدم تنها دل‌نگرانی‌ام لهجه بود؛ می‌ترسیدم نتوانم آنطور که باید روی لهجه شمالی مسلط باشم اما محسن تنابنده به من اعتمادبه‌نفس داد که می‌توانم از عهده این کار بر بیایم. او پیشنهاد داد برنامه‌های شبکه طبرستان را دنبال کنم تا از این طریق لهجه‌ام واقعی از آب در آید، اما متاسفانه اکثر آنها بدون لهجه صحبت می‌کردند، حتی فیلم‌های‌شان هم دوبله فارسی بدون لهجه مازنی بود، به همین خاطر این موضوع نتوانست کمک چندانی به من کند تااینکه بعد از مدتی یادم آمد دوستی مازندرانی دارم.

با او تماس گرفتم و خواستم در این راه به من کمک کند. چند سفر هم به مازندران داشتم و در نوع گویش و طرز حرف زدن مازنی‌ها دقت ‌کردم. به هر حال با کمک گرفتن از مردم شمال توانستم تا حد زیادی از پس ادای این لهجه بر آیم.

جلوی دوربین سیروس مقدم خیالم راحت است

سیروس مقدم، یک کارگردان درجه یک است؛ می‌گویم درجه یک به این خاطر که نگاه مردمی دارد و آثارش را به گونه‌ای به تصویر می‌کشد که انگار با تک‌تک افراد جامعه زندگی کرده است. این جنس نگاه او به سبک زندگی‌ و نوع معاشرت‌هایش باز می‌گردد؛ چراکه او مردم و خواسته‌های‌شان را می‌شناسد و در عین حال جامعه‌شناس و روانشناس بسیار خوبی هم هست. وقتی با ایشان کار می‌کنم، چون بهشان اعتماد زیادی دارم، فقط به بهتر ایفا کردن نقشم فکر می‌کنم و با خیال راحت جلوی دوربین قرار می‌گیرم.

خانواده پایتخت

بعد از گذشت سال‌ها اعضای تیم پایتخت دیگر شبیه اعضای یک خانواده شده‌اند و از کنار هم بودن لذت می‌برند. بی تردید اگر این عشق و علاقه نبود، نمی‌توانستیم با فشردگی زمانی که داریم تا این حد با عشق و علاقه کار کنیم.

بیم و امید برای تغییرات سری چهارم سریال پایتخت

 نمی‌توان منکر این موضوع شد که ادامه‌دار شدن هر کاری بیم و امیدهای خاص خودش را دارد و شما نگران سرنوشت قصه و کاراکترهای آن هستید؛ در سری چهارم پایتخت هم تغییراتی در مجموعه رخ داد که فکر می‌کنم باعث جذاب‌تر شدن سریال شود هرچند دلشوره‌هایی هم داریم اما امیدوارم این اثر بتواند مانند سه سری قبل مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.

چطور بازیگر شدم

حضورم در عرصه بازیگری کاملا اتفاقی بود. من همواره به این حرفه علاقه‌مند بودم اما قصد نداشتم به‌طور جدی وارد این فضا شوم؛ به همین خاطر به پیشنهاد یکی از دوستانم وارد کار تئاتر شده و پشت صحنه آن اثر مشغول به کار شدم اما در همان حین یکی از کارگردان‌های برجسته تئاتر مرا دید و برای بازی در یک اثر دعوت کرد. بعد از آن سرنوشتم در این عرصه تا حد زیادی تغییر کرد.

زندگی با یک غیربازیگر


همسرم بازیگر نیست و فعالیت حرفه‌ای‌اش در مورد هنر نیست اما او مخاطب جدی هنر است و به حوزه کاری من اشراف کامل دارد؛ همین موضوع باعث می‌شود با یکدیگر در نهایت عشق و احترام زندگی کنیم. او بهترین مشاورم است و بی‌تردید اگر لطف و حمایت‌های او نبود، نمی‌توانستم به بازیگری ادامه داده و پرتوان کارم را انجام دهم؛ به همین خاطر هیچ‌گاه نمی‌توان به‌طور قطع گفت زندگی با یک همکار بهتر است یا با یک غیر همکار!

عشق، کلید انجام کارهای خانه

 من آدم کم‌کاری هستم و دلم می‌خواهد نقش‌هایی را که بازی می‌کنم انتخاب کنم؛ به همین خاطر بازی در هر نقشی را نمی‌پذیرم و ترجیحم این است در آثاری حضور پیدا کنم که از هر جهت آن را دوست داشته باشم. زمانی که سر کار نیستم، در خانه به زندگی شخصی و روزمره‌ام می‌پردازم.

شاید برای‌تان جالب باشد اما یکی از علائق من انجام کارهای خانه است؛ به همین خاطر با عشق و علاقه خاصی برای این کار وقت می‌گذارم. به نظرم انجام دادن کارهای خانه عشق می‌خواهد و اگر شما با عشق و علاقه این کار را انجام دهید نه‌تنها برای‌تان سخت نیست بلکه از انجام آن خسته هم نمی‌شوید، برای‌تان تبدیل به یک کار ملال‌آور و روزمره نمی‌شود و می‌توانید با عشق و اشتیاق آن کارها را انجام دهید.

لذت از یک زندگی ساده و صمیمی

شیوه لذت بردن آدم‌ها از زندگی متفاوت است؛ شیوه من هم این است که یک زندگی ساده، صمیمی و به دور از هرگونه تنش داشته باشم. من زندگی شخصی بسیار ساده و در عین حال صمیمی دارم و از این سبک زندگی بسیار لذت می‌برم.
 
احمد مهرانفر: در زندگی واقعی خنده‌رو نیستم!
 
احمد مهرانفر جزو خاص‌ترین بازیگران سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. خاص نه به خاطر بازی‌هایش، خاص به خاطر ویژگی‌های اخلاقی خودش که در بسیاری از موارد با همکارانش متفاوت است.
 
خبرگزاری مهر: احمد مهرانفر جزو خاص‌ترین بازیگران سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. خاص نه به خاطر بازی‌هایش، خاص به خاطر ویژگی‌های اخلاقی خودش که در بسیاری از موارد با همکارانش متفاوت است. در او خبری از ادا و اصول‌ نیست. او فارغ از شو‌ها، جلب توجه کردن‌ها و بازیگری جز روی صحنه که در بین عوام هم رایج شده، خودش است. خودی که خیلی دوست دارد آن را پنهان کند. بدترین چیز برای او این است که مخاطبان آثارش به جای باور شخصیتی که آن را جان داده، خود احمد مهرانفر را ببینند. برای همین است که با گریم و لباس شخصیت‌ها، فقط به زبان آنها صحبت می‌کند و هیچوقت حین ضبط یک مجموعه با لباس و ویژگی‌های کاراکترش حاضر به مصاحبه نمی‌شود و ترجیح می‌دهد پایان کار، وقتی خودِ خودش است درباره «ارسطوها و خنجری‌ها و دایی اسدلی‌ها» حرف بزند.

بازیگری باعث شده سکوت کنم/ در زندگی واقعی خنده‌رو نیستم

کارش را از تئاتر آغاز کرده و به قول خودش در تئاتر جان کنده تا توانسته به مرور ایفاگر نقش‌های کوتاه و به مرور صاحب نقش‌های اصلی در سینما و تلویزیون باشد. خیلی جاها شنیده فلانی بازیگر تئاتر است، چرا به عرصه تصویر آمده است؟ شنیده و ناراحت شده اما مقاومت کرده و ادامه داده تا به او اعتماد کرده‌اند و به اینجا رسیده است. این روزها مشغول بازی در «پایتخت ۴» در نقش شناخته شده ارسطو است.

مهرانفر می‌گوید روزگاری شر و شور بوده و دیگران
/ 0 نظر / 10 بازدید