نویسنده: jalil - پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳٩۱
آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،/ تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد به مادرم . . ./ که مهرش تا ابد در دلم جای دارد . . ./ زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است/ زیباترین خطاب “مادر جان” است/ “مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق/ واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید/ روزت مبارک مادر . . . (پیشاپیش ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وروز مادر وروز زن روخدمت همه خواهرا ودوستان عزیزم تبریک عرض میکنم)
نویسنده: jalil - پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳٩۱
"با حسِ عجیبی با حال غریبی دلم تنگته پر از عشق و عادت بدون حسادت دلم تنگته گله بی گلایه، بدون کنایه دلم تنگته پر از فکر رنگی، یه جور قشنگی دلم تنگته تو جایی که هیشکی واسه هیشکی نیست و، همه دل پَریشَن دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت، که کهنه نمیشن دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن یه شب شد هزار شب که خاموش و خوابن چراغای روشن منِ دل شکسته با این فکر خسته، دلم تنگته با چشمای نمناک، تر و ابری و پاک دلم تنگته ببین که چه ساده بدون اراده، دلم تنگته مثل این ترانه چه قدر عاشقانه، دلم تنگته - دلم تنگته یه شب شد هزار شب، که دلغنچه ی ما قرار بوده وا شه تو نیستی که دنیا به سازم نرقصه، به کامم نباشه چه قدر منتظر شم که شاید از این عشق سراغی بگیری کجا کی کدوم روز، منو با تمام دلت می پذیری منِ دل شکسته با این فکر خسته، دلم تنگته با چشمای نمناک، تر و ابری و پاک دلم تنگته ببین که چه ساده بدون اراده، دلم تنگته مثل این ترانه چه قدر عاشقانه، دلم تنگته - دلم تنگته"
نویسنده: jalil - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱
دیشب رفتم استخر,بعداز شنا اومدم لباسامو بپوشم دیدم رو موبایلم 4 تا میس کاله 6 تا اس ام اس از دوس دخترم: اس ام اس 1:عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟ اس ام اس 2:انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی. اس ام اس 3:همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم وتو ......اس ام اس4:کثافت آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟ اس ام اس 5:تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل ایکبیری با اون مامان چاقت.گمشو برو پیش همون دختر عموی ... اس ام اس6:راستی اینم میگم که بسوزی منو دوستت حمید دو ماهه رابطه داریم.بای!!
نویسنده: jalil - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱
از کسانیکه ازمن متنفرند سپاس
آنها مرا قوی تر می کنند .
از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم
آنان قلب مرا بزرگتر می کنند .
از کسانیکه مراترک می کنند متشکرم
آنان به من می آموزند هیچ چیز تا ابد ماندی نیست .
از کسانیکه با من می مانند سپاسگزارم
انان به من معنای دوست را نشان میدهند.
( کورش کبیر)
نویسنده: jalil - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱
ـ بیل گیتس در هر ثانیه 250 دلار آمریکا درآمد دارد، یعنی 20 میلیون دلار در روز و 8/7 میلیارد دلار در سال
ـ اگر 1000 دلار از دست وی بر زمین بیافتد به خودش این دردسر را نمیدهد که برش دارد، چون در 4 ثانیهای که برداشتنش طول میکشد، این پول عایدش شده!
ـ آمریکا در حدود 62/5 هزار میلیارد دلار بدهی دارد و بیل گیتس به تنهایی میتواند ظرف 10 سال تمام بدهی آمریکا را بازپرداخت کند
?ـ او میتواند نفری 15 دلار به همهی جمعیت جهان بدهد و باز هم 5 میلیون دلار در جیبش باقی خواهد ماند
ـ اگر مایکل جردن یعنی گرانترین ورزشکار آمریکایی هیچ غذا و آبی نخورد و همهی 30 میلیون دلار درآمد سالانهاش را پسانداز کند، 227 سال طول خواهد کشید تا به ثروتمندی بیل گیتس شود
ـ اگر بیل گیتس را به صورت یک کشور تصور کنیم، سی و هفتمین کشور ثروتمند جهان میشود! یا به تنهایی درآمدی برابر سیزدهمین کمپانی عظیم آمریکایی خواهد داشت، حتی بیشتر از آیبیام!
ـ اگر همهی ثروت بیل گیتس را تبدیل به یک دلاری کنیم، میشود جادهای از ماه تا زمین با آن کشید که 14 بار رفته و برگشته! ولی ساخت این جاده، 1400 سال طول خواهد کشید و 713 بوئینگ 747 باید برای جابجایی این پولها پرواز کنند.
نویسنده: jalil - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱
ویلیام هنری گیتسسوم، مشهور به بیل گیتس (Bill Gates) رئیس و موسس شرکت مایکروسافت، در ۲۸ اکتبر۱۹۵۵ در یک خانواده متوسط در شهر سیاتل امریکا متولد شد.
گیتس از همان دوران کودکی روحیه رقابتطلبی خود را نشان داد و سعی میکرد در هر زمینهای از دوستان خود پیش باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه عمومی پشتسر گذاشت و در آنجا بود که با کامپیوتر آشنا شد.
در آغاز یکی از سالهای تحصیلی، مسئولان مدرسه تصمیم گرفتند با کمک خانواده دانشآموزان، یک ترمینال کامپیوتر اجاره کنند و در اختیار دانشآموزان قرار بدهند. در این هنگام بیل گیتس با کامپیوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در 13سالگی اولین نرمفزار خود را که یک بازی ساده بود، نوشت.
گیتس به همراه دوست خود پل آلن که 2 سال از وی بزرگتر است و در زمینه سختافزار کامپیوتر هم مهارت داشت، بیشتر وقت خود را به برنامهنویسی در اتاق کامپیوتر میگذراند.
وی در سال ۱۹۷۳ وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر آشنا شد و در آن زمان یک نسخه از زبان BASIC را برای کامپیوتر MITS Altair طراحی کرد.
بیل گیتس در سال ۱۹۷۵ به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی به نام Microsoft با شعار در هر خانه یک کامپیوتر ایجاد کرد. مایکروسافت انواع زبانهای برنامهسازی را برای کامپیوترهای مختلف تولید میکرد. وی سال 1976 به خاطر مایکروسافت هاروارد را ترک کرد و هیچگاه درسش را تمام نکرد و مدرک نگرفت.
در آن زمان مایکروسافت فقط ۴۰ کارمند داشت که شبانه روز کار میکردند و کل فروش آن فقط 4/2 میلیون دلار در سال بود. در سال ۱۹۸۰ شرکت IBM برای اینکه از بازار کامپیوترهای شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا کامپیوتر خود را که بعدها PC نام گرفت و کامپیوترهای امروزی نیز مبتنی بر آن هستند، بسازد و وارد بازار کند. IBM تصمیم گرفت تا کار نرمافزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که IBM قراردادی با شرکت مایکروسافت بست تا نرمافزارهای سازگار با کامپیوترهای شخصی IBM را تولید کند.
کامپیوترهای جدید IBM از پردازندههای ۱۶بیتی ۸۰۸۸ شرکت اینتل استفاده میکرد. بنابراین مایکروسافت برای فروش زبانهای برنامهسازی خود به یک سیستم عامل ۱۶ بیتی نیاز داشت. در آن زمان شخصی به نام تیم پاترسون در کارگاه خانه خود یک کامپیوتر ۱۶ بیتی کوچک ساخته بود و برای آن یک سیستم عامل ساده ۱۶ بیتی نوشت که نام DOS ۸۶ را برای آن انتخاب کرده بود. بیل گیتس کلیه حقوق سیستم عامل DOS ۸۶ را با پرداخت ۷۵ هزار دلار بدست آورد و با پل آلن سیستم DOS ۸۶ را متناسب با کامپیوترهای شخصی IBM تغییر دادند و امکانات بیشتری به آن افزودند و از آن یک سیستم عامل قوی ۱۶ بیتی ساختند.
مایکروسافت این سیستم عامل را MS-DOS نامید. MS-DOS روی کامپیوترهای شخصی IBM جای گرفت و IBM درصدی از فروش کامپیوترهایPC خود را برای استفاده از MS-DOS به مایکروسافت میپرداخت. بعدها مایکروسافت با تولید سیستم عامل گرافیکی Windows و محصولات دیگر، گامهای بزرگتری به سوی موفقیت برداشت.
اکنون بیل گیتس با بیش از ۵۰ میلیارد دلار، یکی از ثروتمندترین مردان دنیا شناخته شده است. [سقوط بیل گیتس به رده سوم ثروتمندترینهای جهان] یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد باهوش در این شرکت است.
گیتس زمانی که فقط ۱۹ سال داشت مایکروسافت را مدیریت میکرد. او به قدری کار میکرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمیکرد و به همراه کارمندان خود به سختی روی پروژههای مختلف و سفارش مشتریان کار میکرد.
گیتس در سال ۱۹۹۴ با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر (متولد سال ۱۹۹۶) و یک پسر (متولد سال ۱۹۹۹) است.
وی در سال 2000 از مدیرعاملی کنار میکشد و بالمر را جایگزین خود میکند و راه مادر خود را ادامه میدهد(تاسیس بنیاد خیریه). او با 29 میلیارد دلار سرمایه، بنیاد خیریه بیل و ملیندا را تاسیس کرد.
سال2006گیتس اعلام کرد از جولای 2008 کار در مایکروسافت را رها میکند ولی به دلیل علاقه زیاد در کارهای برنامهنویسی به مایکروسافت کمک خواهد کرد. [دنیای بیل گیتس از مایکروسافت جدا شد]
وی هم اکنون همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است.
نویسنده: jalil - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱
دسترسی و قرار مصاحبه با بیل گیتس برای مصاحبه چندان ساده نبود و درست به دشواری ملاقات کردن فرماندار یک ایالت میمانست. مصاحبه در اتاق کنفرانس عمارت جدید بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس انجام شد، یک ساختمان ۵۰۰ میلیون دلاری با دیوارهای شیشهای که طوری ساخته شده است که کمترین میزان آسیب را به محیط زیست برساند.
مصاحبهگر، در جریان این مصاحبه گیتس را از نظر مهارتهای اجتماعی، در سطح پایین ارزیابی میکند. گیتس با وجود اینکه یک شرکت بزرگ چندمیلیارد دلاری را تأسیس کرده است، اما در هنگام مصاحبه، صدایش بیش از حد بلند بود و در حین صحبت کردن مدام روی صندلی میجنبید، دستانش را با گارد دفاعی در جلویش قرار داده بود، انگشتان پایش را تکان میداد و قلمش را در دستش میچرخاند. او از نگاه چشم در چشم عاجز بود و نمیتوانست با ریزمکالمه یک ارتباط کلامی را آغاز کند و پی بگیرد.
سالهای زیادی از زمانی که او با همکاری پل الن در سال ۱۹۷۵، شرکت مایکروسافت را تأسیس کرد، گذشته است و حالا بیل گیتس ۵۵ سال دارد، تصویر او بارها روی جلد نشریه اقتصادی فوربس کار شده است. او در این فاصله لقب شوالیه را در سال ۲۰۰۵ را از ملکه انگلیس دریافت کرده است و در همین سال از سوی نشریه تایم به همراه همسرش -ملیندا- و بونو -خواننده گروه U2- به عنوان شخصیت برتر سال انتخاب شد.
گیتس به دوستی با اشخاص مشهوری مثل اپرا وینفری و بونو افتخار میکند. البته او به واسطه بچههایش با بعضی از مشاهیر این روزهای دنیا مثل لیدی گاگا هم آشناست، خوانندهای که البته با احتیاط به ترانههایش در خانه بیل گیتس گوش داده میشود و فرزند ۱۲ سال گیتس مواظب است که کوچکترین فرزند، که نه سال بیشتر ندارد، بعضی از ترانهها را که حاوی کلمات ناپسند هستند، نشنود!
سه فرزند بیل گیتس وقتی میخواهند با پدرشان شوخی کنند، ترانهای از «تراوی مککوی» و «برونو مارس» به نام میلیاردر را برایش میخوانند، ترانهای که زمانی هم در آمریکا و هم در اروپا، در جدول ترانههای پرفروش، شماره سه بود.
بیل گیتس برای دو دهه لقب ثروتمندترین انسان روی زمین را یدک میکشید ولی مدتی است که کارلوس اسلیم -تاجر مکزیکی- از او پیشی گرفته است. گیتس حالا ۵۶ میلیارد دلار ثروت دارد و البته ۲۸ میلیارد دلاری که او صرف کارهای بشردوستانه کرده است، در این کاهش رتبه مؤثر بوده است.
گیتس سه فرزند دارد: جنیفر ۱۵ ساله، روری ۱۲ ساله و فیبی Phoebe نه ساله. چیزی که برای گیتس مهم است آموزش خوب و سلامت آنهاست و جالب است که گیتس و همسرش تصمیم گرفتهاند که برای هر یک از آنها تنها ۱۰ میلیون دلار ارث باقی بگذارند. گیتس دوست دارد که آنها راه خودشان را بروند و حرفه خودشان را پیدا کنند و دنبال کنند. گیتس آنها را مثل بچههای عادی بار آورده، بچههایی که هر روز پول توجیبی میگیرند.
گیتس خودش برخلاف خیلی از مشاهیر و میلیاردرها زندگی عادی و متناسبی را دنبال میکند، او مرد خانواده است و وقت برای خانواده میگذارد و البته زمانی را هم صرف بازی تنیس و بریج میکند. او گرچه خودروی لکسوس و پورشه دارد، اما دوست دارد با مرسدس معمولیاش بیرون برود، البته آنها وقتی به صورت جمعی بیرون میروند، سوار یک خودروی مینیون میشوند.
وقتی خبرنگار دیلیمیل از گیتس پرسید که آیا بچههایش آیپد، آیفون یا آیپاد دارند، صورت گیتس در هم رفت و گفت که انها معادلهای ویندوزی آنها را دارند مثل یک پخشکننده موسیقی زون!
گیتس از سال ۲۰۰۸ از کار روزانه در مایکروسافت دست کشید و به صورت تمام وقت در بنیاد خیریهاش مشغول شد، او هیچ علاقهای به بازگشت به وضعیت قبلی در مایکروسافت ندارد. دارایی بنیاد خیریه او ۳۷٫۱ میلیارد دلار است. البته قسمتی از این دارایی را «ورن بافت» اهدا کرده است.
گیتس در سال ۲۰۰۰، اتحادیه جهانی واکسن وایمنسازی را برپا کرد که آخرین اجلاسش به تازگی در لندن برگزار شد و در طی آن ۳٫۷ میلیارد دلار برای واکسن ۲۴۳ میلیون کودک در کشورهای فقیر در برابر پنومونی و سرخک جمعآوری شد. برآوردها نشان میدهد که این کار جان چهار میلیون کودک را درعرض چهار سال آینده نجات میدهد.
فعالیتهای بشردوستانه و خیرخواهانه گیتس از سال ۹۴ شروع شد، همان سالی که گیتس با همسرش ازدواج کرد. در همان سال مادر گیتس -مری- به خاطر سرطان پصتان درگذشت. مادر گیتس، شش ماه قبل از مرگش در نامهای به عروساش نوشته بود که از کسانی که صاحب دارایی بیشتری میشوند، انتظارات بیشتر هم باید توقع داشت.
گیتس این نامه را هنوز هم حفظ کرده است. به دنبال مرگ مادر، پدر گیتس در نامههایی از او خواست که عملا کارهایی در زمینه فعالیتهای بشردوستانه بردارد و سرانجام گیتس قانع شد که در این راه سرمایهگذاری کند. پدر گیتس هم در بنیاد خیریه، فعالیت دارد و هنوز هم با وجود کهولت سن و گذر از ۸۵ سالگی در این بنیاد فعال است. گیتس با فروتنی میگوید که این بنیاد را همسرش سر و سامان داده و او فقط چکها را امضا کرده است.
گیتس علاقه زیادی به سرمایهگذاری در زمینه واکسیناسیون دارد. وقتی از او سؤال شد که چرا در مورد سرطان، فعالیتهای مشابهی نمیکند، او گفت که از دید او همه حیاتها، ارزش یکسانی دارند ولی وقتی آدم فکر میکند که میشود خیلی ساده جلوی مرگ یک کودک سه ساله مبتلا به مالاریا را گرفت و سالها زندگی بانشاط در اختیارش قرار داد، آدم قانع میشود که به جای تمرکز سرمایهگذاری برای نجات جان آدمهای هفتاد ساله از حمله قلبی و سرطان، در وهله اول بر واکسیناسیون تمرکز کند.
گیتس نسبت به هزینه شدن درست کمکهای بشردوستانه خوشبین است. وقتی خبرنگار به او گفت کمکهای بشردوستانهای که باید صرف مردم زیمباوه میشد، به یاران رابرت موگابه رسید، او اطمینان داد که نظارت درستی بر هزینه شدن کمکهایش میکند.
در سؤال بعدی نظر گیتس در مورد کشورهایی مثل هند خواسته شد، کشوری که علیرغم داشتن میلیونها آدم نیازمند، برنامه فضایی خودشان را دنبال میکنند و ۷۰ میلیاردر دارد. از گیتس پرسیده شد که آیا درست است به چنین کشورهایی کمک شود؟
گیتس ابراز عقیده کرد که چنین کشورهایی به تدریج از قالب کشورهای دریافتکننده کمک درمیآیند، او کره را مثال زد که در طی یک نسل از کشوری که محتاج دریافت کمکهای بشردوستانه بود، به کشور ثروتمندی مبدل شده که خود، اهداکننده کمک است. چین هم از شرایط مشابه به در آمده ودر حال حاضر به کمکی نیاز ندارد، اما مردم شمال هند هنوز محتاج کمکهای بشردوستانه هستند.
گیتس گفت که چند وقت پیش به اوتار پرادش در شمال هند رفته بود، سفری که بسیار برایش تأثیرگذار بود، او در این سفر در یکی از بیمارستانهای کودکی را دید که مبتلا به وبا بود و در حالی که به شدت مایع از دست میداد و رو به مرگ بود، پدرش به عنوان یک انسان نمی توانست کاری برایش بکند. او کودک سه سالهای را به یاد آورد که مبتلا به فلج اطفال شده بود و دیگر هرگز نمیتوانست راه برود.
او اشاره کرد که در اوتار پرداش کسی او را نمیشناخت، وقتی یکی از مقامات او را همراهی میکرد و از او سؤال شد شخص همراه او کیست، او به شوخی گفت فقط یک مرد سفیدپوست! در مملکتی که دغدغه اصلی تهیه غذای بخور و نمیر است، شاید مایکل جوردن یا محمد علی کلی را بشناسند، اما گیتس را هرگز!
خانه مجلل صد میلیون دلاری گیتس در نزدیکی دریاچه واشنگتن قرار دارد و بیشتر از شش هزار متر مربع مساحت دارد. این خانه مجهز به آخرین فناوریهاست.
گیتس یک خواننده حریص و مشتاق کتاب است، گویا او به کتابهای کاغذی بیش از انواع الکترونیک علاقه دارد، با این همه دوستدار کتابهای الکترونیک هم است و عقیده دارد آنها با گذشت زمان از انواع کاغذی، پیشی میگیرند.
اما چیزی که در کتابخانه گیتس، مایه افتخارش است، یکی از دفترچههای یادداشت لئوناردو داوینچی است که او با مبلغ ۳۰٫۸ میلیون دلار در سال ۹۴ خریده است. البته گیتس اسناد و دستخطهایی از آیزاک نیوتون و آبراهام لینکلن هم در اختیار دارد.
گیتس اکانت توییتر و فیسبوک خودش را دارد. البته او از درخواست دوستیهای بیشمار به ستوه آمده است. گیتس با مارک زاکربرگ ۲۷ ساله -مؤسس فیسبوک- دوست است.
به عقیده گیتس گذاشتن ارث و میراث چیز احمقانهای است، چیز مهم به نظر او کاهش مرگ و میر اطفال از نه میلیون در سال به چهار میلیون است. گیتس که به پیدا کردن واکسن مالاریا امید دارد، آنقدر دلبسته فعالیتهای خیرخواهانه شده است که همه کارهایی را که در نیمه اول عمر در مایکروسافت کرده است، مقدمهای برای آمادهسازی برای انجام اموارت مهم در نیمه دوم عمرش میداند. او حتی گیک بودن را تنها در ارتباط با انسانیت و کمک به همنوع مهم میداند، به عقیده او گیک کسی است که که یک کتاب ۴۰۰ صفحهای را در مورد واکسن بخواند تا بفهمد که این واکسن کجاها کار میکند و کجاها، نه. گیگ کسی است که بتواند از اطلاعاتش برای افزایش اطلاعات مردم استفاده کند. در این صورت است که گیتس خودش را گیک میداند.
نویسنده: jalil - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱
دانشجوی تازه وارد : هالوی خوش شانس
دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان
دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیانشانپو
دانشجوی پزشکی : به خاطر یک مشت دلار
خانواده دانشجویان : بینوایان
دانشجوی مدل رپی : الو، الو، من جوجوام
انتخاب درس افتاده : زخم کهنه
مراقبین امتحان : سایه عقاب
تقلب : عملیات سری
روز دریافت کارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بایکوت
اعتراض برای کیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
دانشجوی اخراجی : مردی که به زانو در آمد
آینده تحصیل کرده : دست فروش
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجویی که تغییر رشته داده : بازنده
سرویس دانشگاه : اتوبوسی بسوی مرگ
کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان
ژتون فروشی : آژانس شیشه ای
علت نیافتن بعضی از دانشجویان : رابطه پنهان
التماس برای نمره : اشک کوسه
سوار شدن به اتوبوس : یورش
ترم آخر : بوی خوش زندگی
تصویه حساب : خط پایان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : کاراگاه گجت
ادامه تحصیل تا دکترا : دیدار در استانبول